* ( وَما أَدْراكَ ما عِلِّيُّونَ ) * ، و چه دانى تو اى محمّد كه علَّيّان ( 1 ) كه باشند :
* ( كِتابٌ مَرْقُومٌ ) * ، آنگه هم او بيان كرد و گفت : نوشتهاى باشد رقم بر زده ( 2 ) ، قليل : مكتوب و قيل مختوم ، گفتند : مرقوم نبشته باشد ، و گفتند : مهر كرده باشد .
بعضى اهل معانى گفتند : در كلام تقديم و تأخيرى هست ، و التقدير : كلَّا إنّ كتاب الأبرار كتاب مرقوم في علَّيّين ، و آن محلّ فريشتگان است . گفت : نامهء عمل ايشان به محلّ شرف و مرتبت ( 3 ) باشد تا بدانند كه آنان را كه نامهء اعمال ايشان را اين تشريف باشد ، منزلت ايشان بنزديك خداى چه باشد ( 4 ) .
آنگه گفت : * ( يَشْهَدُه الْمُقَرَّبُونَ ) * ، و نزديكان حضرت آن جا حاضر باشند كه نامهء عمل ايشان است .
آنگه وصف محلّ ايشان كرد ، گفت : * ( إِنَّ الأَبْرارَ لَفِي نَعِيمٍ ) * ، گفت : نكوكاران در بهشت نعيم باشند .
* ( عَلَى الأَرائِكِ ) * ، بر سريرها مىنگرند [ 84 - ر ] به آن كرامت و مملكت كه خداى تعالى ايشان را داده باشد ( 5 ) . مقاتل گفت : به دشمنان خود مىنگرند از اهل دوزخ كه خداى تعالى چگونه عذاب مىكند ( 6 ) ايشان را . عطا گفت : بر سريرهاى معرفت به معروف مىنگرند و بر سريرهاى قربت به رأفت ملك رؤف مىنگرند ( 7 ) .
* ( تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ) * ، در روى ايشان بشناسى نضارت و تازگى نعمت . عامّهء قرّاء « تعرف » خواندند به فتح « تا » و كسر « را » و نصب « تا » نضرة . و ابو جعفر و يعقوب « تعرف » خواندند على الفعل المجهول ( 8 ) ، بشناسند روى ايشان .
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : علَّيّون .
( 2 ) . آد ، گا : رقم زده .
( 3 ) . گا : قربت .
( 4 ) . آد ، گا : چون باشد .
( 5 ) . كا ، آد ، گا : برسريرها به آن كرامتها مىنگرند و مملكتى خداى تعالى ايشان را داده باشند مىبينند كه مغشوش است .
( 6 ) . اساس : مىكنند ، كه ظاهرا نادرست مىنمايد . با توجه به آج و ديگر نسخهها تصحيح شد .
( 7 ) . آد ، گا : مىبينند .
( 8 ) . آد ، گا يعنى .