تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
وضع جميع ما يحتاج إليه فى البيت و الكيس ( 1 ) . و انگشترى را براى [ آن ] ( 2 ) خاتم خوانند كه مهر نهنده باشد ، و كسائى خواند ( 3 ) : خاتمه مسك ، على وزن الفاعل . و اين قراءت امير المؤمنين على است و علقمه . و « ختام » كه قراءت عامّهء قرّاء است جمع خاتم باشد ( 4 ) . و گفتند : ختام مصدر باشد و خاتم اسم . و گفتند : ختام و خاتم به يك معنى باشد ، كقولهم : رجل كريم الطباع و الطابع ، قال الفرزدق :
فبتن بجانبىّ مصرّعات و بتّ افضّ اغلاق الختام
* ( وَفِي ذلِكَ فَلْيَتَنافَسِ الْمُتَنافِسُونَ ) * ، گفت : بايد تا راغبان در او رغبت كنند و چيزى نفيس مرغوب باشد . و « تنافس » آن باشد كه هر يكى از دو نفس رغبت كنند كه چيزى نفيس ايشان را باشد . و نفست بالشيء اذا بخلت به لشدة الرغبة فيه ، و مثله قوله : لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ ( 5 ) ، و در ضمن او تحريض است مكلَّفان را بر طاعت و عمل صالح كردن . مقاتل بن سليمان گفت : فليتنازع المتنازعون ، بايد تا منازعت در او كنند منازعت كنندگان ، يعنى به مسارعت به اعمال صالحه تا از يكديگر بربايند كه هر كس را كه عمل بيش باشد و به باشد اين منفوس مرغوب او را بود . عطا گفت : منافسه ، مسابقه باشد . زيد أسلم گفت : مشاحّه باشد . ابن جرير گفت : جد كردن در طلب باشد و حريصى نمودن ( 6 ) بر او [ 85 - ر ] . و اين اصل كلمت است در لغت : * ( وَمِزاجُه مِنْ تَسْنِيمٍ ) * ، و مزاج او گفت : از تسنيم باشد ، و گفتند : « تسنيم » شرابى باشد كه از بالا بر ايشان فرود آيد ، مشتقّا من سنام البعير . ضحّاك گفت : تسنيم شريفترين شرابها باشد . مقاتل گفت : تسنيم چشمه‌اى باشد كه از آن بهشت عدن بر ايشان فرود آيد في منازلهم و غرفهم . عبد اللَّه مسعود و عبد اللَّه
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : او فى الكيس . ( 2 ) . اساس : ندارد ، از آج افزوده شد . ( 3 ) . آد : گفت . ( 4 ) . چنين جمعى براى كلمهء « خاتم » در معاجم و فرهنگها يافته نشد . ( 5 ) . سورهء صافات ( 37 ) آيهء 61 . ( 6 ) . آج ، كا ، آد ، گا : حرص نمودن .