أى مأثوم ، بزهكارى ( 1 ) .
* ( إِذا تُتْلى عَلَيْه آياتُنا ) * ، چون آيات ما بر او خوانند ، گويد : اين فسانهء پيشينگان است . اين جمله صفات مشركان عرب است .
آنگه گفت بر سبيل زجر ايشان كه : * ( كَلَّا بَلْ رانَ ) * ، أى غلب ، گفت : غالب شد بر دلهاى ايشان آن اعمال بد كه ايشان كردند . ابو هريره گفت از رسول عليه السلام - شنيدم كه گفت : چون بنده گناهى كند ، نكتهاى سياه بر دلش پيدا شود . اگر توبه كند ، آن سياهى افروخته شود [ 82 - پ ] ، و اگر با سر گناه شود آن سياهى زيادت مىشود تا جمله دلش سياه شود ، فذلك قوله : * ( كَلَّا بَلْ رانَ عَلى قُلُوبِهِمْ ما كانُوا يَكْسِبُونَ ) * . و مفسّران هم اين گفتند ، اين گناه بر گناه باشد چندان كه دل سياه شود .
حذيفة بن اليمان گفت : دل به مانند كفّى است . چون بنده گناهى بكند ، مقدار يك انگشت از او منقبض شود . چون گناهى ديگر بكند ، انگشتى ديگر منقبض شود تا آنگه كه جمله دل فراهم آيد . چون چنين شود مطبوع شود و مغلوب گناه گردد ، آنگه اين آيت بر خواند .
بكر بن عبد اللَّه گفت : چون بنده گناه كند ، به مانند سر سوزنى سوراخى در دل او پيدا شود و به هر گناهى همچنين سوراخى پيدا مىشود تا به مانند غربال شود .
حسن بصرى گفت : « رين » آن باشد كه گناه بر گناه ( 2 ) مىكند تا دلش بميرد . عبد اللَّه عبّاس گفت : پوششى به سر او در آيد ( 3 ) تا چون چيزى شود بىخبر ، ترس و انديشه و خشيت در او بنماند . و گفتند : « رين » قلب باشد ( 4 ) برگردانند تا زير و زبر شود ، نظيره قوله : وَنُقَلِّبُ أَفْئِدَتَهُمْ وَأَبْصارَهُمْ ( 5 ) الاية . و اصل « رين » در كلام عرب غلبه
هامش
( 1 ) . آد فعيل بمعنى مفعول .
( 2 ) . كا : كه مرد گناه .
( 3 ) . كا ، آد ، گا : به سر او در آرند .
( 4 ) . كا ، آد ، گا : رين آن باشد كه .
( 5 ) . سورهء انعام ( 6 ) آيهء 110 .