تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
* ( مُطاعٍ ) * ، فرمان روان است ( 1 ) . * ( ثَمَّ ) * ، آن جايگاه ، يعنى بر آسمان . أمين ، استوار است ، بر وحى خداى تعالى زيادت و نقصان نكند و دروغ نگويد . آنگه خطاب كرد با كافران ، گفت ( 2 ) : اين صاحب شما كه محمّد است ديوانه نيست چنان كه شما گفتى ( 3 ) . * ( وَلَقَدْ رَآه بِالأُفُقِ ) * ، و بديد او را ، يعنى رسول - عليه السلام - بديد جبريل را بر آن صورت كه خداى تعالى او را آفريده است . و « افق » كنارهء آسمان باشد . حسن و قتاده گفتند : افق مبين آن جاست كه آفتاب برآيد . عكرمه گفت از عبد اللَّه عبّاس كه : رسول - عليه السلام - جبريل را گفت : مىخواهم تا تو را ببينم بر آن شكل كه در آسمان باشى . گفت ( 4 ) : آن قوّت نباشد و طاقت ندارى . گفت : على حال ( 5 ) ، گفت : اكنون كجا خواهى كه خود را به تو نمايم ؟ گفت : به ابطح . گفت : در نگنجم . گفت : به منا . گفت : در نگنجم . گفت : به عرفات . گفت [ 73 - پ ] : در نگنجم ، اگر لابد است به كوه حرى . آن روز كه موعود بود ، رسول - عليه السلام - به كوه حرى رفت و بنشست ، نگاه كرد جبريل مىآمد از كوههاى عرفات با هيئتى و جثتى ( 6 ) و آوازى از خشخشه و جلجله ، همه روى آسمان بپوشيد از مشرق تا به مغرب ، سرش در آسمان بود و پايها در زمين . رسول - عليه السلام - بيفتاد بى هوش . جبريل - عليه السلام - هم با آن صورت شد كه به عادت پيش رسول آمدى ، و بيامد و بنشست و رسول را با بر گرفت ( 7 ) تا رسول با هوش آمد ، آنگه گفت : يا رسول اللَّه ! تو را خلق من عظيم مىآيد ، اگر ميكايل را بينى كه سر او در زير عرش است و پايهاى او در زير هفتم زمين است و عرش با عظمت بر دوش او نهاده است و هر وقت از ترس
هامش
( 1 ) . آج ، آد ، گا : فرمان رواست ، كا : فرمان رواى است . ( 2 ) . كا ، آد ، گا و ما صاحبكم بمجنون . ( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : گفتيد . ( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها تو را . ( 5 ) . آد : البته . ( 6 ) . كا ، آد ، گا : بآهستگى و جثّه . ( 7 ) . كا : آد ، گا : را در كنار گرفت .