و سفير القوم آن باشد كه سعى كند ميان [ 66 - ر ] ايشان براى صلح ، و سفرت بين القوم إذا اصلحت بينهم ، قال الشّاعر :
و ما أدع السّفارة بين قومي
و ما أمشي بغشّ إن مشيت
وهب منبّه گفت : يعنى اصحاب محمّد - صلَّى اللَّه عليه و على آله و رضى عنهم .
* ( كِرامٍ ) * ، جمع كريم ، كريمانند . * ( بَرَرَةٍ ) * ، نكوكارانند ، جمع « بارّ » و « برّ » و فعله فى جمع فاعل قياسى است مطرّد ، كساحر و سحرة ، و كافر و كفرة .
* ( قُتِلَ الإِنْسانُ ما أَكْفَرَه ) * ، ابن عطا گفت : ممنوع باد آدمى از طريق خيرات ، مقاتل گفت : مراد به انسان عتبة بن ابى لهب است . و دگر مفسّران گفتند : هذا على طريق الدعاء عليه ، كقولهم : قاتله اللَّه ، كشته باد آدمى . * ( ما أَكْفَرَه ) * ، چه كافر است به خداى و نعمتهاى خداى .
* ( مِنْ أَيِّ شَيْءٍ خَلَقَه ) * ، از چه آفريد او را . * ( مِنْ نُطْفَةٍ خَلَقَه ) * ، از آب منى آفريد او را . « ما » تعجّب راست و « أىّ » صورت استفهام دارد و معنى اين جا تقرير است .
* ( فَقَدَّرَه ) * ، يعنى از آب مقدّر بكرد به اندازهء آن كه از او خلق آفريند نه زايد و نه ناقص . و گفتند : تقدير كرد كه چند روز معيّن نطفه باشد و چه مدّت علقه و چه مقدار مضغه و كى عظام شود و به چه قدر گوشت بر او پيدا شود ، و از پس چهار ماه خلقى دگر در او آفريند ، يعنى حيات .
* ( ثُمَّ السَّبِيلَ يَسَّرَه ) * ، آنگه راه بر او آسان كرد ، يعنى به راه برون آمدن از شكم مادر . حسن و مجاهد گفتند : ره حق و باطل بيان كرد او را و علم به آن بر او سهل كرد . ابو بكر بن طاهر گفت : معنى آن است كه ميسّر كرد هر كس را براى آن كه او را براى آن آفريد ، بيانش
قوله - عليه السلام : اعملوا كل ميسّر لما خلق له ( 1 ) .
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : و دد و دام .