مىكرد با اسلام [ 64 - پ ] و از سر حرص او بر ايمان ايشان خويشتن با آن داده بود ( 1 ) ، اين مرد نابينا بود ، نمىديد كه رسول - عليه السّلام - مشغول است ، گفت : يا رسول اللَّه ! أقرئني و علَّمني ممّا علَّمك اللَّه ، چيزى از قرآن بر من خوان و مرا از آنچه خداى تو را آموخت مرا ( 2 ) بياموز از شرايع اسلام . يك بار و دو بار بگفت و رسول - عليه السلام - روى بگردانيد و او را از آن كراهت آمد كه سخن او قطع مىكرد ، و ديگر آن كه نخواست كه آن كافران گويند : اتباع و مجيبان دعوت او نابينا ان ( 3 ) و سفلهاند ، از اين سبب كراهت در روى رسول پديد آمد ، خداى تعالى ( 4 ) آيات ( 5 ) فرستاد : * ( عَبَسَ وَتَوَلَّى ، أَنْ جاءَه الأَعْمى ) * ، و اين قول عبد اللَّه عبّاس و مجاهد و قتاده و ضحّاك است .
امّا خلاف ميان مفسّران در آن افتاد كه مراد به وصف به عبوس و اين صفات كيست . جماعتى گفتند : مراد رسول است ، و محقّقان گفتند : مراد رسول نيست براى آن كه اين صفاتى است مذمومه ، و اگر در حقّ بعضى فقها و علما گويند ( 6 ) منفّر باشد ، فكيف در حقّ رسول - عليه السّلام - كه خداى تعالى او را از اين صفات مذمومه تنزيه كرد بقوله : وَلَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ ( 7 ) ، و او را به حسن خلق و كرم طبع وصف كرد في قوله : وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ( 8 ) . و اخبار متواتر است بر آن كه عادت رسول - عليه السّلام - با دشمنان و كافران بر خلاف اين بود ، فكيف با دوستان و مؤمنان و محققّان .
و در اخبار آمده است كه : رسول - عليه السّلام - دست در دست غلامى سياه نهادى كريه الخلق [ 65 - ر ] و الرّائحه ، روا نداشتى كه دست از دست او ببرد ( 9 ) تا هم ( 10 ) آغاز كردى و دست از دست رسول ببردى از فرط حيا و كرم
هامش
( 1 ) . كا ، آد ، گا : خود را به ايشان داده بود .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : نابينايان .
( 4 ) . آج : و ديگر نسخه بدلها اين .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : آيه .
( 6 ) . كا ، آد ، كا : بعضى از انباء دنيا .
( 7 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 159 .
( 8 ) . سورهء قلم ( 68 ) آيه 4 .
( 9 ) . كا ، آد ، گا : بر گيرد .
( 10 ) . آج و ديگر نسخه بدلها او .