* ( مَتاعاً لَكُمْ وَلأَنْعامِكُمْ ) * ، نصب او بر مفعول له است [ 67 - پ ] ، گفت : تا تمتّع باشد و برخوردارى شما را و چهار پايان شما را ، تا اوّل به او انتفاع عاجل ( 1 ) برگيرى ( 2 ) به طعام و غذا و خوردن آن و انتفاع آجل به نظر كردن در او تا شما را به علم به صانع رساند و تفكّر كردن در اوّل و آخر ، و تا اعتبار گيرى ( 3 ) و بدانى ( 4 ) كه دنيا را محلَّى نيست .
سفيان الكلابيّ گفت رسول - عليه السلام - مرا گفت : طعامت ( 5 ) چيست تو را ؟ گفتم : يا رسول اللَّه ! گوشت و شير . گفت : آنگه چه شود ؟ گفتم : يا رسول اللَّه ! آنچه دانى . گفت : خداى تعالى طعام آدمى را در مدخل و مخرج مثل زد دنيا را به آن ، به اوّل نكو و لذيذ باشد و به آخر وحش و منتن .
أبىّ كعب روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : خداى تعالى مطعم بنى آدم را مثل زد به دنيا كه آدمى اگر چه طعام خورد مقزّح ( 6 ) مملَّح كند ، يعنى به افزار و نمك خوش گرداند ، عاقبت آن شود كه مىداند ، گفت : دنيا به آن ماند .
عبد اللَّه عمر وقتى در وعظ مىگفت : چون آدمى در طهارت جاى شود و براز از او جدا شود ، فريشتهاى او را از روى اعتبار گويد : يا هذا : اين آن است كه به او بخل مىكردى ، بنگر كه چه شده است ! * ( فَإِذا جاءَتِ الصَّاخَّةُ ) * ، آنگه كه آواز ( 7 ) صيحهء نفح صور بر آيد . و براى آن « صاخّه » خواند آن را كه گوشها كر بكند . و گفتند : براى آن كه به همه گوشها برسد بر وجهى هر كدام بليغتر .
* ( يَوْمَ يَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِيه ) * ، آن روز كه بگريزد مرد از برادرش .
* ( وَأُمِّه وَأَبِيه ) * ، و مادر و پدرش .
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس ، آج ، كا : عامل ، ديگر نسخه بدلها : عاجلا .
( 3 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : برگيريد .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : بدانيد .
( 5 ) . آج ، گا : طعام .
( 6 - 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : مفرّح و .
( 7 ) . كا : كه او را .