تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
و نيست بر تو كه او پارسا بنباشد . و امّا آن كه آيد به تو مىشتابد . و او مىترسد . تو از او مشغول مىشوى . نبايد چنين ، اين يادگارى است . هر كه خواهد ياد كند او را . در صحيفه‌ها ( 1 ) گرامى كرده . افراشته پاكيزه . به دستهاى سفيرانى ( 2 ) . كريمان نكوكاران . بكشاند آدمى را چه كافر است . و از چه چيز آفريد او را . از آب منى آفريد او را به انداخت ( 3 ) او را . پس راه خوار بكرد او را . پس بميرانيد او را و گورش پديد كرد . پس چون خواهد زنده كند او را . پرگست نگذارد آنچه فرمودند او را . گو در نگر آدمى را در طعامش . ما بريختيم آب را ريختنى . پس بشكافتيم زمين را شكافتنى . برويانيديم در او دانه . و انگور و سپست ( 4 ) [ 64 - ر ] .
هامش
( 1 ) . آج : در نامها / در نامه‌ها . ( 2 ) . آج : فرشتگانى . ( 3 ) . آج : پس اندازه كرد . ( 4 ) . آج : اسپست .