* ( ثُمَّ أَدْبَرَ يَسْعى ) * ، آنگه اعراض كرد از موسى و سر در فساد نهاد .
* ( فَحَشَرَ فَنادى ) * ، قوم خود را جمع كرد و ندا در ايشان داد و گفت : من خداى بزرگترم شما را ، يعنى از وراى من خدايى نيست . بعضى دگر گفتند : آن خواست كه بتان خدايان شمااند و من خداى ايشانم . و گفتند : آن خواست كه اين اشراف و قوّاد و سادات ارباب شمااند ، و من خداى همهام .
* ( فَأَخَذَه اللَّه نَكالَ الآخِرَةِ وَالأُولى ) * ، خداى تعالى او را بگرفت و نكال كرد به او در دنيا و آخرت . نكال دنيا به غرق و نكال آخرت به دوزخ ، يكى به آب و يكى به آتش ، يكى به غرق و يكى به حرق . و نصب نكال بر مصدرى باشد لا من لفظ الفعل ، كأنّه قال : اخذ الدنيا و الاخرة أى أخذا فى الدنيا و الاخرة ( 1 ) ، گفتند : به اضمار فعل آن مصدر ، و التقدير : فنكل به نكال الاخرة و الاولى . و گفتند تقدير آن است كه : بنكال الاخرة و الاولى ، نصب او به حذف حرف جرّ است . و بعضى مفسّران گفتند : نكال از فعل فرعون است ، نكال اوّل قوله : ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِله غَيْرِي ( 2 ) ، و نكال دوم : * ( أَنَا رَبُّكُمُ الأَعْلى ) * ( 3 ) ، گفتند : ميان اين دو كلمت چهل سال بود .
بر اين قول نصب « نكال » به حذف حرف جرّ بود ، أى بنكال الاخرة و الاولى .
* ( إِنَّ فِي ذلِكَ لَعِبْرَةً لِمَنْ يَخْشى ) * ، در اين عبرتى هست آن را كه بترسد ، يعنى در حديث موسى و فرعون و دعوت موسى و عصيان فرعون و هلاك فرعون و نجات موسى .
آنگه بر سبيل تذكير و تنبيه با مكلَّفان عهد رسول گفت : * ( أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً أَمِ السَّماءُ بَناها ) * ، شما سختترى ( 4 ) به خلق [ 61 - پ ] يا آسمان كه خداى تعالى آن را بنا كرد ؟ يعنى چون از آفريدن آسمان با رفعت و شدّت او عاجز نيست ، از آفريدن شما هم عاجز نباشد .
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها و .
( 2 ) . سورهء قصص ( 28 ) آيهء 38 .
( 3 ) . سورهء نازعات ( 79 ) آيهء 24 .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : سختترايد .