تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
أراد اللوم المطوىّ بعضه على بعض ، أى المكرر . و زجّاج گفت : منع صرف براى علميّت است . و عدل كه اسم معدول است من طاو ، كعمر من عامر . ابن كثير و نافع و ابو عمرو خواندند : « طوى » بى تنوين ، و باقى قرّاء « طوى » . * ( اذْهَبْ إِلى فِرْعَوْنَ إِنَّه طَغى ) * ، گفت موسى را : به فرعون رو كه او طاغى شد . * ( فَقُلْ ) * ، بگو او را . * ( هَلْ لَكَ إِلى أَنْ تَزَكَّى ) * ، هيچ افتد تو را كه پاكيزه شوى ، يعنى از اين كفر كه در اويى . نافع خواند : « تزّكى » مشدّد الزّاء على تقدير تتزكّى ، و ابو عمرو گفت : اين قراءت ضعيف است براى آن كه « تزكّى » ، زكات دادن باشد ، و موسى فرعون را با زكات دادن نخواند و او بر كفر مصر ( 1 ) ، بل او را با زكا و طهارت اسلام خواند . پس قراءت مخفّف بهتر است . * ( وَأَهْدِيَكَ إِلى رَبِّكَ فَتَخْشى ) * ، و من تو را با خداى مىخوانم و هدايت و ارشاد مىكنم به او به بيّنات و ادلَّت و معجزات تا از او و از عقاب او بترسى . صخر بن ابي جويريه گفت خداى موسى را گفت : به فرعون شو و او را دعوت كن ، و من دانم كه او اجابت نكند . موسى گفت : بار خدايا ! تو دانى كه او اجابت نكند ، جرا مىفرستى مرا ؟ گفت : بر تو رفتن است و گفتن . چون او اجابت نكند ، تاوان بر او باشد ، بر تو نباشد . برو تا حجّت مرا باشد بر او ، و او را بر من حجّت نباشد . * ( فَأَراه الآيَةَ الْكُبْرى ) * ، در كلام محذوفى هست ، و تقدير آن كه : فذهب إليه و دعاه إلى اللَّه فطالبه ، فرعون بالبيّنة فأريه الاية الكبرى ، گفت : موسى رفت و فرعون را دعوت كرد . فرعون از او معجز خواست . موسى با او نمود آيت و معجزه مهتر از عصا و يد بيضا . * ( فَكَذَّبَ وَعَصى ) * ، او تكذيب كرد و دروغ داشت [ 61 - ر ] آن را و عصيان كرد در فرمان او .
هامش
( 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها بود .