امّا زن آبستن و شيردهنده حكم ايشان حكم بيمار است بلا خلاف .
چون افطار كنند خوفا على ولديهما ، به هيچ حال تتابع منقطع نشود . و اصحاب شافعى را در او دو قول است : [ قولى چون قول ما ، و قولى ديگر آن كه منقطع شود . اگر طعام يا شراب در حلق روزه دار كنند به اكراه تتابع منقطع شود ، و شافعى را در او دو قول است ] ( 1 ) : اگر مرد را برده نبود و بها ندارد ، به روزه مشغول شود ، [ اگر ] ( 2 ) در ميانه دست فراخ شود و قادر [ بر ] ( 3 ) برده واجب نيست او را كه عدول كند ، بل به روزه برود ، الَّا آن كه مستحب آن است كه عتق كند و اين مذهب ماست و مذهب مالك و شافعى و اوزاعى و احمد و اسحاق است ، و ثورى ، و ابو حنيفه و اصحابش گفتند : عدول كند با عتق و روزه رها كند ، نيّت تتابع در باب روزه شرط نيست ، بل نيّت روزه كفايت باشد . و شافعى را در او سه قول است : يكى چنين كه ما گفتيم ، و دوم آن است كه محتاج باشد به نيّت تتابع در شب اوّل . و قول سئوم ( 4 ) آن كه هر شب تجديد نيّت تتابع بايد كردن . مظاهر چون برده آزاد كند پيش از عود مجزى نباشد از او ، چنان كه سوگند خوار را ( 5 ) اگر كفّارت كند پيش از حنث ، و شافعى گفت روا باشد .
* ( فَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ) * ( 6 ) ، اگر نتواند دو ماه روزه داشتن فعليه * ( فَإِطْعامُ سِتِّينَ مِسْكِيناً ) * ، بر اوست كه شصت مسكين را طعام دهد ، [ هر ] ( 7 ) مسكينى را دو مدّ [ 15 - پ ] طعام دهد اگر تواند ، و اگر نتواند يك مدّ . و مدّى دو رطل و ربع رطلى باشد به عراقى در جملهء كفّارات ، و شافعى گفت : يك مدّ بايد دادن در
هامش
( 7 - 3 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد ، گا : سيم .
( 5 ) . آد : خود را .
( 6 ) . آد ، كا ، گا أى فعليه اطعام ستّين مسكينا ، يعنى .