« سواع » و يكى « يغوث » و يكى « يعوق » و يكى « نسر » [ و ] ( 1 ) عبّاد بودند ، يكى از ايشان بمرد . برادران بر او اندوهناك شدند ، اندوهى سخت . شيطان بيامد و گفت ايشان را : [ 80 - پ ] اگر خواهيد تا صورت او را براى شما بنگارم تا در قبلهء خود بنهيد ، چون نماز كنيد در آن نگريد و او را ياد كنيد . گفتند : ما نخواهيم كه در قبلهء ما چيزى باشد كه نماز با او كنيم . گفت : در مؤخّر مسجد نهيد . گفتند : روا باشد .
صورتى بكرد از مس و ارزيز ، آنگه يكى ديگر بمرد ، بر صورت او نيز تمثالى ( 2 ) بكرد . آنگه مدّتى بر آمد بر اين ، مردم دست از نماز و عبادت ( 3 ) بداشتند و روى در فساد نهادند . شيطان به ايشان آمد و گفت : شما خود هيچ معبود را نپرستيد ؟
گفتند : چه پرستيم ؟ گفت : اين تماثيل مصوّره كه بينيد خدايان پدران شمااند ، چرا آن را نمىپرستيد كه در نمازگاه ايشان نهاده است ؟ ايشان آن را پرستيدن گرفتند ، تا خداى تعالى نوح را بفرستاد و نوح ايشان را با عبادت خداى خود خواند . ايشان فرزندان و اتباع [ خود ] ( 4 ) را وصيّت كردند و گفتند : * ( لا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلا سُواعاً وَلا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْراً ) * .
محمّد بن قيس گفت : اين پنج كس پنج مرد صالح بودند ، از عهد آدم بودند تا به عهد نوح - عليه السّلام - و ايشان را اتباعى بودند . [ كه به ايشان اقتدا كردند . و چون ايشان بمردند ] ( 5 ) اصحابان [ ايشان ] ( 6 ) گفتند : اگر بر صورت ايشان تماثيلى سازيم ياسهء ديدار ( 7 ) ايشان بدان تماثيل بگماريم ( 8 ) . گفتند : روا باشد .
بساختند . چون ايشان بمردند ، شيطان بيامد و فرزندان ايشان را گفت : [ اينان ] ( 9 ) معبودان پدر شما بودند ، چرا شما ايشان را نپرستيد ؟ ايشان بت پرستيدن گرفتند .
هامش
( 9 - 4 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مثالى .
( 3 ) . كا : عبادت كردن .
( 6 - 5 ) . اساس : آد ، گا : ندارد ، با توجّه به كا افزوده شد .
( 7 ) . كا : اشتياق ديدن .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بگساريم .