رويانيدنى ، و از روى قياس « انباتا » بايست ، الَّا آن است كه او مصدرى است مخالف فعل ، و خليل گفت : تقدير آن است كه انبتكم من الارض فنبتم نباتا .
* ( ثُمَّ يُعِيدُكُمْ فِيها ) * ، پس شما را ديگر باره باز پس ( 1 ) برد پس از آن كه بمرده باشيد . * ( وَيُخْرِجُكُمْ إِخْراجاً ) * ، و باز ديگر باره شما را از زمين بيرون آرد چون زنده كند شما را ، و مثله قوله : مِنْها خَلَقْناكُمْ وَفِيها نُعِيدُكُمْ وَمِنْها نُخْرِجُكُمْ تارَةً أُخْرى ( 2 ) .
* ( وَاللَّه جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ بِساطاً ) * ، گفت : خداى تعالى زمين را براى شما بگسترانيد ( 3 ) و بساط شما كرد .
* ( لِتَسْلُكُوا مِنْها ) * ( 4 ) * ( سُبُلًا فِجاجاً ) * ، تا از او ( 5 ) در راههاى مختلف مىرويد .
آنگه ديگر باره حكايت شكايت نوح كرد كه او با خداى مىگويد ( 6 ) : * ( رَبِّ [ إِنَّهُمْ ] ) * ( 7 ) * ( عَصَوْنِي ) * ، بار خدايا اين قوم در من عاصى شدند و نافرمانى مىكنند .
* ( وَاتَّبَعُوا ) * ، و متابعت كسانى مىكنند از ارباب دنيا و سادات و اشراف ايشان ( 8 ) كه مال و فرزندان او را جز زيانكارى نيفزايد ، و اگر چه او ( 9 ) به آن مغرور است . نافع و عاصم و ابن عامر « ولده » خواندند ( 10 ) به فتح « واو » و « لام » ، و باقى قرّاء « ولده » به ضمّ « واو » و اسكان « لام » ، و اين هر دو لغت است ، كالحزن و الحزن و البخل و
هامش
( 1 ) . اساس : با زمين ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . سورهء طه ( 20 ) آيهء 55 .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بگسترد .
( 4 ) . آد ، گا : فيها .
( 5 ) . گا : در او .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مىگفت ، كه بر متن مرجّح مىنمايد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( مَنْ لَمْ يَزِدْه مالُه وَوَلَدُه إِلَّا خَساراً ) * .
( 9 ) . كا را .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها بر واحد .