للَّه ( 1 ) عظمة ، خداى را عظمتى و بزرگوارى نمىبينيد و نمىدانيد و اعتقاد نمىكنيد . سعيد جبير گفت : لا تعظَّمون اللَّه حقّ عظمته ، خداى را تعظيم نمىكنيد چنان كه بايد ( 2 ) . قتاده گفت : لا ترجون للَّه عاقبة ، اميد نمىداريد از خداى عاقبتى .
كلبي گفت : لا تخافون للَّه عظمة ، از عظمت خداى نمى ترسيد ، و رجاء گفت به معنى ( 3 ) خوف است ، چنان كه شاعر گفت ( 4 ) :
اذا لسعته النّحل لم يرج لسعها
و خالفها في بيت نوب عواسل ( 5 )
* ( وَقَدْ خَلَقَكُمْ أَطْواراً ) * ، « واو » حال است ، و خداى تعالى شما را بارها بيافريده است ، يك بار نطفه بودهايد ( 6 ) آنگه علقه ، آنگه مضغه ، آنگه عظام ، آنگه لحم ، آنگه خلقى با حيات ، آنگه طفل ، آنگه كودك ، آنگه مراهق ، آنگه محتلم ، آنگه مختطَّ ، آنگه جوان ، آنگه كهل ، آنگه پير آنگه خرف . بعضى ديگر گفتند :
* ( أَطْواراً ) * ، أي أصنافا و أكوانا شتّى ( 7 ) : يكى سياه و يكى سفيد ( 8 ) و يكى سرخ و يكى اصفر ( 9 ) ، يكى عربى ، و يكى عجمى ، يكى دراز ، و يكى كوتاه ، يكى نيكو خلقت ، و يكى دميم ، و يكى مشيم ( 10 ) ، و يكى عاقل ، و يكى [ 80 - ر ] ابله ، و يكى فراخ روزى ، و يكى تنگ روزى ، يكى سازنده ، و يكى ناسازنده ( 11 ) .
آنگه تنبيه كرد ايشان را بر بعضى نعمتهاى خداى ( 12 ) ، گفت :
هامش
( 1 ) . اساس : الا الله ، با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مىبايد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و رجاء به معنى .
( 4 ) . كا : كما قال الشاعر .
( 5 ) . كا اى لم يخف ، آد و ديگر نسخه بدلها ابن كيسان گفت اميد نمىداريد تعظيم خداى را .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بوديد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : الوانا شتى .
( 8 ) . كا : سپيد .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اسمر .
( 10 ) . اساس : شيم ، با توجه به مأخذ معتبر خبرى تصحيح شد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ناساز .
( 12 ) . آد ، گا : خود .