عمر با صحابه به استسقا شدند ( 1 ) . [ چون باران نيامد ] ( 2 ) عمر به ( 3 ) استغفار بيفزود .
چون باز آمدند او را گفتند : استسقا بكردى ؟ گفت : استسقا كردم بغايت جهد و طاقت كه در عهد نوح - عليه السّلام - چهل سال رحم زنان ايشان عقيم شد و باران از آسمان نيامد . نوح - عليه السّلام - ايشان را گفت : از خداى آمرزش خواهيد و استغفار كنيد تا خداى تعالى شما را باران دهد و زنان شما با حال ولادت شوند ، آنگه اين آيت بخواند . ( 4 ) : * ( فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ غَفَّاراً ) * .
و در خبر است كه مردى بنزديك حسن بصرى آمد و او را گفت ( 5 ) : گناه بسيار دارم . گفت : برو و استغفار كن . ديگرى آمد و گفت : يا حسن كشت بسيار كردهام و باران نمىآيد و مىترسم كه خشك شود و من محروم مانم ، گفت : برو و استغفار كن . ديگرى بيامد و گفت : يا حسن درويشم و مالى ندارم ( 6 ) ، مرا دعايى بياموز تا باشد كه روزى بر من فراخ شود ، گفت : برو و استغفار كن . ديگرى آمد ( 7 ) و گفت : يا حسن مال بسيار دارم و فرزندكى نيست مرا ( 8 ) ، دشمنان دارم و مىترسم كه چون مرا وفات باشد ( 9 ) مرا فرزندى نبود كه مال من بردارد تا دلم خوش باشد . انديشه باشد مرا از آن كه مال من نا مستحقّان برند ! گفت : برو استغفار كن . ديگرى آمد و گفت : يا حسن بستانى چند دارم و وقت آن است كه ميوه بر آيد ( 10 ) و آن را آب نيست ، مىترسم كه تباه ( 11 ) شود .
گفت : برو استغفار كن . حاضران گفتند : سبحان اللَّه ( 12 ) . جماعتى آمدند در
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باشد .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بر .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : برخواند .
( 5 ) . آد ، گا اى حسن .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مال ندارم و درويشم .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بيامد .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : امّا فرزند ندارم .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : وفات رسد .
( 10 ) . آد ، گا : بار آرد ، كا : بار آورد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : خشك .
( 12 ) . آد ، گا : اى سبحان اللَّه .