مؤلم ، درد فزاينده ، و اين عذاب استيصال بود از غرق طوفان كه به ايشان رسيد .
* ( قالَ يا قَوْمِ ) * ، در كلام محذوفى هست ، و التّقدير : فجاءهم و قال ، به ايشان آمد و گفت ايشان را : * ( يا قَوْمِ ) * ، اى امّت من و جماعت من . * ( إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * ، من شما را ترسانندهام ظاهر ، و روا بود كه « مبين » به معنى مبيّن باشد ، [ يعنى ] ( 1 ) بيان كننده ، براى آن كه « ابان » هم لازم است و هم متعدّى .
* ( أَنِ اعْبُدُوا اللَّه ) * ، « ان » تعلَّق دارد به محذوفى كه « نذير مبين » دليل مىكند بر او ، يعنى آمركم و اقول لكم ، شما را مىگويم كه خداى را بپرستيد ( 2 ) و از او بترسيد و از معاصى او اجتناب كنيد ( 3 ) و فرمان من بريد .
* ( يَغْفِرْ لَكُمْ ) * ، جزم او ( 4 ) از براى جواب امر است ، تا بيامرزد شما را .
* ( مِنْ ذُنُوبِكُمْ ) * ، [ و گناههاى شما را ] ( 5 ) . گفتند : « من » زيادت است ، و گفتند : تبعيض است براى آن كه خداى تعالى گناه به تفضّل آمرزد ، اگر خواهد جمله ( 6 ) آمرزد و اگر خواهد بعضى . * ( وَيُؤَخِّرْكُمْ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ) * ، و شما را باز پس دارد تا به وقت مسمّى كه وقت مرگ باشد ، و پيش از مرگ شما را به هلاك طوفان عذاب كند ( 7 ) ، و آنان كه به دو اجل [ گفتند ] ( 8 ) از ( 9 ) ابو القاسم بلخى و اصحاب او به اين آيت تمسّك كردند و گفتند : آيت دليل است بر دو اجل ، يكى « أدنى » يكى « أقصى » و أقصى مشروط است به تقوى و عبادت ، چون نكردند به اجل دوم نرسيدند و به اجل اوّل هلاك شدند ، و از اين جواب دادند و گفتند : ايشان را اجل اقصى آنگه بودى كه ايمان آوردندى و عبادت و تقوى كار بستندى . چون نكردند ،
هامش
( 8 - 5 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و اتّقوه .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و أطيعون .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : يغفر .
( 6 ) . كا را .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : به عذاب طوفان هلاك كند .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : چون .