قالت قتيلة ماله
قد جلَّلت شيبا شواته
اين بيت به پوست سر لايق است .
* ( تَدْعُوا مَنْ أَدْبَرَ وَتَوَلَّى ) * ، با خويشتن مىخواند ، يعنى دوزخ هر كس را ( 1 ) كه از ايمان ( 2 ) اعراض نموده باشد و پشت بر او كرده ، و قيل : ادبر عن الايمان و تولَّى عن الحقّ ، مىگويد : الىّ الىّ ، به من آى به من آى .
عبد اللَّه عبّاس گفت [ دوزخ ] ( 3 ) : كافران را و منافقان را بخواند به نام و نسبشان به زبانى فصيح ، آنگه برچيند ايشان را چنان كه مرغ دانه مىچيند . ثعلب گفت : « تدعوا » أى تهلك ، تقول العرب : دعاك اللَّه ، أى اهلك ، و چنان كه گويند : دعاه اللَّه فأجابه إذا ما أماته . و اصل كلمه اين است ، بخواند ايشان را ، يعنى هلاك كند ايشان را به اين شواهد كه گفتيم . خليل بن احمد گفت : مراد به دعا تمكين اوست از عذاب ايشان .
* ( وَجَمَعَ فَأَوْعى ) * ، وصف بخل اين كافر [ ان ] ( 4 ) كرد كه او جامع مانع بود ، و « أوعى » جعل فى الوعاء ، در باردان نهاد و ببست و حقّ خداى نداد ، از آن گفتند :
عبد اللَّه بن حكيم سر كيسه در ( 5 ) نبستى ، گفتند : چرا چنين كنى ؟ گفت : تا شنيدم كه خداى [ تعالى ] ( 6 ) گفت : * ( وَجَمَعَ فَأَوْعى ) * ، سر كيسه در نبستم .
* ( [ إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً ] ) * ( 7 ) ، آنگه وصف آدمى كرد و طبع او گفت : آدمى را حريص آفريدهاند . عبد اللَّه عبّاس گفت : حريص است بر حرام ، و حرص او بر حرام بيش از آن است كه بر حلال .
عطيّه از او روايت كرد كه گفت : تفسير « هلوع » آن است كه خداى تعالى
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : هر كسى را .
( 2 ) . اساس : او ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 4 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد ، گا افزوده شد .
( 5 ) . آد ، گا : هرگز .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد .