تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
فريضه ( 1 ) بگذارد [ در دنيا ] ( 2 ) . ابراهيم بن التّيميّ ( 3 ) گفت : مقدار آن روز بر مؤمن چندانى باشد كه ميان نماز پيشين و ديگر ، آنگه رسول را گفت : بر اين اذيّت و بليّت كافران صبر كن . * ( [ فَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلًا ] ) * ، صبر كن ] ( 4 ) صبرى نيكو ، گفت ( 5 ) : صبرى نيكو ، صبرى باشد كه در خلال آن جزع نباشد . * ( إِنَّهُمْ يَرَوْنَه بَعِيداً ، وَنَراه قَرِيباً ) * ، آنگه گفت : كافران اين روز را دور مىبينند و ما آن را نزديك مىبينيم براى آن كه هر چه آمدنى است آمده است . * ( يَوْمَ تَكُونُ السَّماءُ كَالْمُهْلِ ) * ، گفت : ياد كن روزى كه آسمان در آن روز چون دردى ( 6 ) زيت باشد ، و گفتند : چون زر گداخته . * ( وَتَكُونُ الْجِبالُ كَالْعِهْنِ ) * ( 7 ) ، و كوهها چون پشم رنگين باشد . مقاتل گفت : چون پشم باز زده . حسن گفت : چون پشم سرخ و آن ضعيفتر پشمى باشد ، و گفت : اوّل كه كوهها بگردد ريگى روان باشد . آنگه پشمى زده شود ، آنگه هباء منثور ( 8 ) شود . * ( وَلا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً ) * ، عامّهء قرّاء خواندند : « يسئل » [ به فتح « يا » يعنى ] ( 9 ) نپرسد هيچ خويشاوند خويشاوند خود را از آنچه به خود مشغول باشد ، كقوله : لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ يَوْمَئِذٍ شَأْنٌ يُغْنِيه ( 10 ) . برجمىّ و بزّى ( 11 ) خواندند : * ( وَلا يَسْئَلُ حَمِيمٌ حَمِيماً ) * ( 12 ) ، هيچ خويشاوند را نپرسند از خويشاوندش و از عمل او و به فعل او
هامش
( 1 ) . اساس كه او ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد . ( 9 - 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . آد : ابراهيم التّميمى ، كا : ابراهيم الهيتمى . ( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گفتند . ( 6 ) . اساس : به صورت « دودى » هم خوانده مىشود . ( 7 ) . كا گفت ياد كن روزى كه آسمان . ( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : * ( هَباءً مَنْثُوراً ) * ، سوره فرقان ( 25 ) آيهء 23 . ( 10 ) . سورهء عبس ( 80 ) آيهء 37 . ( 11 ) . اساس : بدى و ترحمى ، با توجّه به آد ، كا تصحيح شد . ( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و لا يسأل على الفعل المجهول .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 406 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي