قتاده گفت : ذى الفواضل و النّعم ، خداوند نعمتها و فزونيهاست . سعيد جبير گفت : ذى الدّرجات ، قرظيّ گفت : ذى الفضائل العالية . مجاهد گفت :
معارج الملائكة ، [ آن راههاست كه فرشتگان بر او بر آسمان شوند ] ( 1 ) .
* ( [ تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ ] ) * ( 2 ) ، جملهء قرّاء به « تا » ى تأنيث خواندند مگر كسائى كه به « يا » خواند براى تقدّم فعل ، و اين قراءت عبد اللَّه مسعود است . * ( وَالرُّوحُ ) * ، و جبريل - عليه السّلام - . * ( [ إِلَيْه ] ) * ( 3 ) ، يعنى الى اللَّه تعالى ، يعنى به جايى كه خداى تعالى امر كرده باشد او را به آن جاى رفتن كه به رضاى خداى تعالى نزديك باشد به ( 4 ) امتثال اوامر او . * ( فِي يَوْمٍ ) * ، در روزى كه مقدار آن روز پنجاه هزار سال باشد از سالهاى دنيا ، و گفتند : به يك روز چندانى بر شود ( 5 ) كه اگر جز او كسى ( 6 ) باشد به پنجاه هزار سال بر رود از سالهاى دنيا ، [ و ] ( 7 ) گفتند : اين عروج او از زير هفتم زمين باشد تا به بالاى هفتم آسمان به اوامرى كه خداى را باشد . ليث گفت از مجاهد : مراد غايت [ و ] ( 8 ) منتهاى امر اوست از زمين تا به آسمان كه اندازه و مقدار او چندين است .
امّا قوله : فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُه ( 9 ) أَلْفَ سَنَةٍ ( 10 ) ، مراد نزول امر اوست و مقدار نهايت آن از آسمان دنيا تا به زمين ، چنان كه از آسمان به زمين آيد و از زمين به آسمان شود ، براى آن كه از زمين تا ( 11 ) به آسمان پانصد ساله راه است ، پس آمد شدن ( 12 ) هزار ساله راه باشد .
محمّد بن اسحاق گفت : مراد آن است كه اگر آدمى از زمين خواهد تا به
هامش
( 8 - 7 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نزديك شود با .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : برشوند .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : جز ايشان كسى ديگر .
( 9 ) . اساس خمسين ، با توجّه به اصل تفسير و مأخذ معتبر خبرى زايد مىنمايد .
( 10 ) . سورهء سجده ( 32 ) آيهء 5 .
( 11 ) . كا : ندارد .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آمدن و شدن .