تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 402

مساهمون:

ص٤٠٢
او فرود آمد به صبر [ او را بكشتند ] ( 1 ) ، أعنى بازداشتند او را و طعام و شرابش ندادند تا بمرد ، و از اسيران روز بدر كس [ را ] ( 2 ) نكشتند الا او را و عقبة بن ابي معيط را . و اين قول عبد اللَّه عبّاس است و مجاهد . و سفيان عيينه را پرسيدند از ( 3 ) اين آيت كه ( 4 ) در حقّ كه آمد سايل را ، گفت : مرا سؤالى كردى كه پيش از تو كس اين سؤال نكرد ، مرا خبر داد پدرم از جعفر محمّد الصّادق از پدرانش - عليهم الصّلاة [ 75 - پ ] و السّلام - كه چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - دست علىّ بن ابى طالب - عليه الصّلاة و السّلام - گرفت به غدير خم و او را بر بالا برد و بر مردم عرض كرد و گفت : من كنت مولاه فعلىّ مولاه ، و عقد امامت كرد براى او ( 5 ) ، اين حديث در ميانهء خلايق آشكارا شد و در قبايل عرب منتشر شد . اين خبر به حارث بن النّعمان الفهرّى ( 6 ) رسيد . برخاست و بر شترى نشست و آمد تا به لشكرگاه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - از ناقه فرود آمد و ناقه را زانو ببست و پيش رسول آمد و رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - و جملهء صحابه حاضر بودند ، گفت : يا محمّد آمدى و گفتى خداى مىفرمايد كه بگوييد : اشهد ان لا إله الَّا اللَّه و أنّك رسول اللَّه ( 7 ) ، قبول كرديم ، و گردن نهاديم . آمدى و گفتى : پنج نماز بكنيد و پذيرفتيم ، و گفتى : زكات بدهيد ، پذيرفتيم ( 8 ) ، و گفتى : يك ماه روزه داريد ، قبول كرديم ، و حجّ فرمودى قبول كرديم ، به اين جمله ( 9 ) راضى نبودى كه ( 10 ) بازوى پسر عمّت بگرفتى و او را بر
هامش
( 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : از سفيان بن عيينه پرسيدند كه . ( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد . ( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و عقد بست بر او . ( 6 ) . اساس : الهندى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رسوله . ( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : داديم . ( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : همه . ( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تا .