خواهد بودن ( 1 ) .
* ( فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ) * ، او در عيشى و زندگانى باشد راضى ، گفتند :
مرضى ، فاعل به معنى مفعول باشد ، كقولهم : ماء دافق [ اى مدفوق ] ( 2 ) ، و گفتند :
« راضية » أى ذات رضى على وجه النّسبة من قولهم : لابن و تامر ، و قول اوّل قول كوفيان است ، و قول دوم قول بصريان .
* ( فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ ) * ، در بهشتى باشد ( 3 ) بلند .
* ( قُطُوفُها دانِيَةٌ ) * ، كه ميوهء آن نزديك بود ، دست همه كس به دو رسد اگر ايستاده باشند ( 4 ) اگر نشسته و اگر خفته .
* ( كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الأَيَّامِ الْخالِيَةِ ) * ، [ أى يقال لهم ] ( 5 ) ، گويند ايشان را كه اين طعامهاى لذيذ مىخوريد و از اين شرابهاى گوارنده باز مىخوريد به آنچه كردهايد و در پيش افگندهايد ( 6 ) در روزهاى گذشته از عمل صالح . و قوله : « بما » ، « با » مجازات راست .
در خبر است كه در روز قيامت خداى تعالى گويد : يا أوليا ، اى دوستان ( 7 ) من ديرى است مرا به شما نظر است و شما را مىبينم در دنيا و لبهاى شما برجسته از تشنگى ( 8 ) و شكمهاى شما باز پس شده از گرسنگى ( 9 ) ، امروز در نعيم ابدى باشيد ( 10 ) ، * ( كُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِيئاً بِما أَسْلَفْتُمْ فِي الأَيَّامِ الْخالِيَةِ ) * ، * ( وَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِشِمالِه ) * ، و امّا آن كس را كه نامهء او به دست چپ
هامش
( 1 ) . كا : و جزا به عمل خواهد بود .
( 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باشد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كردهايد در پيش افگنده .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اى اوليا و دوستان .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : لبهاى شما از تشنگى خشك .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و شكمها از گرسنگى به پشت باز دوسيده .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ابد مىباشيد .