[ هزار ] ( 1 ) هزار طبقه بيافريد ، هيچ طبقه نيست و الَّا [ بر او ] تسبيح و تقديس او ( 2 ) مىكنند به اصوات مختلف ، اگر آواز ايشان به زمين برسيدى كوهها پاره پاره شدى و كوشكها ريزان شدى ( 3 ) و درياها به زمين فرو شدى ( 4 ) . گفت آن روز عرش خداى تو اين ( 5 ) هشت فرشته ( 6 ) بر فرق گرفته باشند .
* ( يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ ) * ( 7 ) * ( ) * ، آن روز كه شما را عرض كنند . * ( لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ ) * ، هيچ پوشيده و پنهان بنماند از شما بر همه آشكارا شود . كوفيان « لا يخفى » خواندند [ به « يا » ] ( 8 ) ، الَّا عاصم ، و باقى قرّاء به « تاء » تأنيث و حجّت ايشان آن است كه فعل مقدّم است و تأنيث نه حقيقى است . و در خبرى ( 9 ) مىآيد كه مردمان را سه جاى عرض دهند روز قيامت : در دو عرضگاه جدل و خصومت كنند و در عرضگاه باز پسين نامهها دهند بهرى را به دست راست و بهرى را به دست چپ .
* ( فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَه بِيَمِينِه ) * ، امّا آن كس را كه نامهء او به دست راست دهند ، * ( فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَه ) * ، گويند ( 10 ) : بگيريد نامهء من [ و ] ( 11 ) بخوانيد . و در « ها » دو قول گفتند : يكى « تعال » ، و يكى « خذ » و اين از اسماء افعال است ، يقول العرب للرّجل : هاء يا رجل و للاثنين « هاؤما » ، و للجمع « هاؤم » ، و للمرأة « هاء » ، و للمرأتين « هاؤما » ، و للنّسوة « هاؤن » ، و اين لغت اهل حجاز است .
امّا تميم و قيس گويند : « هاء » يا رجل چنان كه اهل حجاز گويند ، و دو
هامش
( 11 - 8 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد ، گا : تقدّس خداى جلّ جلاله .
( 3 ) . آد ، گا : عمارتها ويران گشتى ، كا : كوشكها بيران شدى .
( 4 ) . آد ، گا : رفتندى .
( 5 ) . كا : بر اين .
( 6 ) . كا بود و .
( 7 ) . اساس ، كا : يعرضون ، با توجّه به آد ، گا و ضبط قرآن مجيد تصحيح شد .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : در خبر .
( 10 ) . آد ، گا : گويد .