عليه و آله و سلَّم - گفت : خلق او قرآن بود . قتاده گفت : خلق او أمر و نهى ( 1 ) خداى را كار بستن ( 2 ) و اجتناب كردن بود ( 3 ) . جنيد گفت : خلق او [ را ] ( 4 ) براى آن عظيم خواند كه او را هيچ همّت نبود جز خداى تعالى . واسطي گفت : براى آن كه همهء عالم به خداى تعالى بداد ، و گفتند : براى آن كه او به خلق با ايشان معايشه كرد ( 5 ) و دل از ايشان ببريد ، به ظاهر با خلق بود و به باطن با حق ، و بعضى از حكما گفت در وصايت كسى را ( 6 ) : عليك بالخلق مع الخلق و بالصّدق ( 7 ) مع الحقّ ، گفت : خلقت بايد با خلقان بود و صدقت با خداى تعالى . و گفتند : براى آن كه مؤدّب بود با ادب خداى تعالى في قوله : خُذِ الْعَفْوَ وَأْمُرْ بِالْعُرْفِ وَأَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلِينَ ، ( 8 ) .
[ و ] ( 9 ) گفتند : براى آن خلق او را عظيم خواند كه [ جملهء ] ( 10 ) كاينات در چشم او حقير آمد چون شب معراج بر او عرض كردند به هيچ ننگريد في ( 11 ) قوله : ما زاغَ الْبَصَرُ وَما طَغى ( 12 ) ، و گفتند : براى آن كه جامع بود مكارم اخلاق را ، بيانش
قوله - عليه السّلام : بعثت لأتمّم مكارم الأخلاق
، مرا فرستادهاند تا مكارم اخلاق ( 13 ) تمام كنم ، و گفت :
أدّبني ربّي فأحسن تأديبى
، خداى مرا ادب آموخت و نيكو آموخت . و [ نيز ] ( 14 ) گفت - عليه السّلام :
انّ
هامش
( 1 ) . اساس : نواهى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد ، چاپ شعرانى ( 11 / 229 ) : او اوامر و نواهى .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها بود .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : اجتناب كردن از آن .
( 14 - 10 - 9 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : به خلق نيكو ، مردم زندگانى كرد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بعضى حكما در وصايت مىگفت با كسى .
( 7 ) . اساس : الصّدق ، با توجّه به آد ، گا تصحيح شد .
( 8 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 199 .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بيانه .
( 12 ) . سورهء نجم ( 53 ) آيهء 17 .
( 13 ) . آد را .