اذا ما الشّوق برّح بى اليهم
القت النّون بالدّمع السّجوم
و اين قول قريب است براى مناسبت . معاوية بن مرّه گفت : « نون » لوحى ( 1 ) است از نور ، و اين قول در خبرى مرفوع آمد . ابن زيد گفت : قسمى است كه خداى تعالى كرد . ابن كيسان گفت : نام سوره است . عطاء گفت : ابتداى نام خداى است [ چون ] ( 2 ) : نور و ناصر و نصير . محمّد بن كعب گفت : خداى تعالى قسم كرد به نصرت او مؤمنان را ، بيانه قوله : كانَ حَقًّا عَلَيْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ( 3 ) . روايت كردند از صادق - عليه السّلام - كه او گفت : « نون » جويى است در بهشت .
قوله : * ( وَالْقَلَمِ ) * ، « واو » قسم است ، و مراد به قلم اين است كه مىدانند كه آلت كتابت است ، و در خبر است كه : اوّل چيزى كه خداى تعالى آفريد قلم بود ، به نظر هيبت به ( 4 ) او نگريد ، بشكافت . آنگه گفت : برو . گفت : به چه بروم ؟ گفت :
به هر چه خواهد بودن تا روز قيامت بر لوح محفوظ برفت ، و هر چه بودنى بود بنوشت تا به روز قيامت ، و ذلك
قوله - : عليه السّلام : جرى القلم بما هو كائن ( 5 ) .
عبد الملك زيّات در نزديك بعضى خلفا شد ، او را دل تنگ يافت [ اين بيتها برخواند ] ( 6 ) :
الهمّ ( 7 ) فضل و القضاء غالب
و كائن ما خطَّ ( 8 ) فى اللَّوح
فانتظر الرّوح و اسبابه
آيس ما كنت من الرّوح
و گفتند : مراد به قلم خطَّ و كتابت است كه خداى تعالى منّت نهاد بدان في
هامش
( 1 ) . اساس : نونى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 47 .
( 4 ) . آد ، گا : در .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * .
( 7 ) . اساس : اللَّهم ، با توجّه به كا تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : حظَّ ، با توجّه به كا تصحيح شد .