اين ( 1 ) بود ، حق تعالى گويد : گمان تو چه بود ؟ گويد : گمان تو چه بود ؟ گويد : گمان من آن بود كه بر من رحمت كنى . حق تعالى گويد : رها كنيد او را ، مردى ديگر را بيارند ، از آتش شهيقى مانند ( 2 ) شهيق استر و زفيرى كه اهل عرصات از آن بترسند . قوله : * ( إِنَّ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ ) * ، آنگه حق تعالى گفت : آنان كه از خداى بترسند در غيبت ، يعنى در حالى كه حال خلوت بود ، و غيبت مردمان بود به آنچه كند ( 3 ) نه به جاى مردمان بود ( 4 ) يا به رياى ايشان ، و آنچه نكند نه براى خوف ايشان نكند ، بل من خشية اللَّه و رجاء رحمة اللَّه كند ( 5 ) ، اين است معنى : * ( يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ بِالْغَيْبِ ) * .
* ( لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ) * ، ايشان را باشد آمرزش و مزدى بزرگوار .
آنگه بر سبيل تهديد و وعيد فرمود : * ( وَأَسِرُّوا قَوْلَكُمْ أَوِ اجْهَرُوا [ بِه ] ) * ( 6 ) ، گفت :
اگر خواهيد سخن به جهر گوييد و آواز بلند ( 7 ) و اگر ( 8 ) [ خواهيد ] ( 9 ) به سرّ گوييد پنهان كه بنزديك او ( 10 ) يكى است ( 11 ) ، و او عالم است به اسرار دلها .
* ( أَ لا يَعْلَمُ مَنْ خَلَقَ ) * ( 12 ) ، اين آيت ( 13 ) در حقّ مشركان آمد كه ايشان رسول را سخن ناسزا گفتندى ، خداى تعالى از گفتار ( 14 ) ايشان رسول را خبر دادى ( 15 ) بر زبان جبرئيل - عليه السّلام - تا ايشان باز گفتندى ( 16 ) ، ايشان را گمان آمدى كه
هامش
( 1 ) . كا : به اين ، چاپ شعرانى ( 11 / 214 ) : به از اين .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بمانند .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بود كه آنچه او كند .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كند .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : رحمته .
( 6 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها ، از قرآن مجيد افزوده شد .
( 7 ) . گا : سخن به سر گوييد و پنهان .
( 8 ) . اساس : و يا ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 10 ) . آد : نزد من ، كا ، گا : نزديك من .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( إِنَّه عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ ) * .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آيتها .
( 14 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : گفت .
( 15 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : خبر مىداد .
( 16 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تا به ايشان باز مىگفت .