تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 315

مساهمون:

ص٣١٥
مىبينيد اگر بامداد كند [ آب ] ( 1 ) از شما فرو شده ، كيست كه آرد شما را آبى روان ؟ قوله تعالى : * ( تَبارَكَ الَّذِي بِيَدِه الْمُلْكُ ) * ، حق تعالى در اين آيت ثناى خود گفت ، [ گفت ] ( 2 ) : متعالى است و متعظَّم آن خدايى كه پادشاهى او راست و متفرّد است به وجود لم يزل و لا يزال . و اصل كلمه تفاعل است من بروك البعير و هو ثباته و لزومه باركا على صدره ، يعنى قديم است ( 3 ) فيما لم يزل ، باقى است فيما لا يزال ، وجود او را ابتدايى نيست و دوام او را انتهايى نيست . * ( بِيَدِه الْمُلْكُ ) * ، به دست اوست پادشاهى ، يعنى به امر اوست و قدرت او . و « يد » قوّت و قدرت باشد ، و به معنى تصرّف و نفاذ امور ( 4 ) آيد ، و معنى آن است كه : ملك آفريدهء اوست و در تصرّف اوست تا چنان كه خواهد مىگرداند به ايجاد و اعدام و زيادت و نقصان و انواع تغييرات . * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * ، و او بر همه چيزى قادر است و در تصرّف اوست تا چنان كه خواهد مىگرداند به ايجاد و اعدام و زيادت و نقصان و انواع تغييرات . * ( وَهُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ) * ، و او بر همه چيزى قادر است از مقدّرات خود . آنگه گفت : * ( الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ ) * ، او آن خداست كه بيافريد مرگ و زندگانى [ را ] ( 5 ) . مرگ بيافريد تا بر آن صبر كنند ، و حيات بيافريد تا بر آن شكر كنند . گفتند از ( 6 ) اين حديث اشارت كرد بر آن كه قادر است بر شىء و ضدّش كه ( 7 ) اگر مرگ معنى ( 8 ) بودى ضدّ ( 9 ) حيات بودى ، امّا قوله : * ( خَلَقَ الْمَوْتَ ) * ، حقيقت او آن است كه فعلى كند كه حيات عند آن منتفى
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به معنى آيه و ترجمه آيه در متن تفسير افزوده شد . ( 5 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : يعنى خدا . ( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : امر . ( 6 ) . آد ، گا : به . ( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : چه . ( 8 ) . آد ، كا : معين ، گا ، متعيّن . ( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ضدّش .