خصلت نبود : خوف آن كه مبادا كه نپذيرند ( 1 ) و اميد آن كه پذيرفته شود ، و آن كه بر طاعت مداومت كند . سعيد بن المسيّب گفت : توبهاى كه بدان نصيحت كند خود را .
قرظىّ گويد : بايد تا در او چهار شرط بود : استغفار به زبان و اقلاع به اجسام و ابدان ، و عزم كردن بدان كه ديگر نكند مثل آن ، و هجران كنند ( 2 ) از گناهكاران . سفيان ثورى گفت : علامت توبهء نصوح چهار چيز بود : القلَّة ، و العلَّة و الذّلَّة و الغربة ، درويشى و بيمارى و ذليلى و غريبى .
فضيل عياض گفت : آن باشد كه گناه نصب چشم او باشد چنان كه پندارى كه در او مىنگرد ( 3 ) . ابو بكر واسطى گفت : توبهء نصوح آن باشد كه در او نصيب خود مراعات نكند چنان كه [ گناه براى راحت خود كرد ] ( 4 ) ، توبه براى راحت خود كند ( 5 ) تا از عذاب نجات يابد ، بل بايد كه براى خداى [ تعالى ] ( 6 ) و تحصيل رضاى او كند .
ابو بكر ورّاق گفت : بايد كه تا دنيا بر او ( 7 ) تنگ شود با فراخى او ، و نفس او بر او ( 8 ) تنگ شود ( 9 ) چنان كه خداى تعالى در حقّ آن سه كس گفت : وَعَلَى الثَّلاثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا ( 10 ) - الآية . ابو بكر دقّاق ( 11 ) مصرى گفت : بايد تا ردّ مظالم كند ، و از خصمان حلالى بخواهد ، و پيوسته طاعت كند ، گفت رويم گفت : آن باشد كه با
هامش
( 1 ) . اساس : نپذيرد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آد ، گا : هجران كردن .
( 3 ) . اساس : مىنگرى ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 5 ) . اساس : نكند ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : تو .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و نفس بر تو .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نشود .
( 10 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 118 .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ابو بكر ورّاق .