شاذّ ابو عبد الرّحمن السّلمىّ و حسن بصرى و قتاده ، و بعضى ديگر [ از ] ( 1 ) مفسّران گفتند قوله : * ( عَرَّفَ ) * ، آن است كه جازاه و عاقبة عليه من قولهم لأعرفنّ سوء فعلك و لأعرفنّ ( 2 ) لك ما ( 3 ) فعلت ، من باز نمايم آنچه تو كردهاى . * ( وَأَعْرَضَ عَنْ بَعْضٍ ) * ، أى عفا عن بعض ، بر بهرى عقوبت كرد و از بعضى عفو كرد . و گفتند : رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - جزا ( 4 ) داد حفصه را براى آن كه طلاق داد او را ( 5 ) با خانهء پدر فرستاد او را ( 6 ) ، عمر خشم گرفت بر دختر و گفت : لو كان في آل الخطَّاب خير ما طلَّقك رسول اللَّه ، اگر در آل خطَّاب خيرى بودى رسول خداى تو را طلاق ندادى ، خداى تعالى فرمود كه مراجعت كن . رسول مراجعت كرد به آن ( 7 ) خشم يك ماه از همهء زنان اعتزال كرد و در مشربهء ( 8 ) امّ ابراهيم بنشست [ 56 - پ ] با مارية القبطيّه تا آيت تخيّر ( 9 ) فرود آمد .
حسن بصرى گفت : كريمان در كارها استقصا نكنند ، نبينى كه حق تعالى حكايت كرد از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - في
قوله : عرّف بعضه و اعرض عن بعض ، أى عرّفها بعض الحديث و عدل عن بعض .
* ( فَلَمَّا نَبَّأَها بِه ) * ، چون رسول خبر داد عايشه را [ از آن ] ( 10 ) ، و گفت حفصه را به آنچه كرده بودند از افشاى سرّ ( 11 ) رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت :
من أنبأك هذا
، تو را اين خبر كه داد ؟ رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - جواب
هامش
( 10 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . اساس : لاعرفن ، آد ، كا ، گا : لاعرفنك ، با توجه به مأخذ معتبر خبرى تصحيح شد .
( 3 ) . كا : من .
( 4 ) . كا : خبر .
( 5 ) . آد ، گا و .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : « او را » ندارد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : و با اين .
( 8 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : مشرقه .
( 9 ) . آد : تخيير .
( 11 ) . آد قال ، كا قالت .