[ كه ] ( 1 ) مادر ابراهيم بود ، و او را مقوقس ملك اسكندريّه به رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - فرستاده بود به هديّه ، و او را حاضر كرد و در خانهء حفصه با او خلوت كرد . [ چون ] ( 2 ) حفصه باز آمد ، در سراى ( 3 ) بسته بود ( 4 ) ، بر در سراى بنشست ( 5 ) تا رسول بيرون آمد و عرق از روى مبارك او ( 6 ) مىرفت . حفصه بگريست و گفت : يا رسول اللَّه ، كنيزك را به خانهء من آوردى و با او خلوت كردى به نوبت من و حرمت مرا فرو گذاشتى ( 7 ) و با ديگر زنان [ اين نكردى ] ( 8 ) . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : خاموش باش ، نه اين كنيزك حلال من است ! من ( 9 ) او را بر خود حرام كردم براى رضاى تو ، و لكن ( 10 ) اين سرّى است مرا بنزديك تو با هيچ كس مگوى و اين امانت است بنزديك تو .
چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - از آن جا بيرون رفت ، حفصه ديوار عايشه بزد و گفت : بشارت باد تو را كه رسول ماريه را بر خود حرام كرد ، و اين اندوه ما را كفايت شد ، و ايشان هر دو - يعنى عايشه و حفصه - دوستان يكديگر بودند و متظاهر بودندى بر زنان رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم .
عايشه نيز در حقّ او سخن گفت تا چندانى كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - سوگند خورد كه پيرامن او ( 11 ) نگردد [ 56 - ر ] ، خداى تعالى اين آيت فرستاد كه : * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللَّه لَكَ تَبْتَغِي ) * ، يعنى انگبين و ماريه ( 12 ) چرا دو چيز بر خويشتن حرام مىكنى - و خداى تعالى تو را حلال كرده است براى
هامش
( 8 - 2 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : حجره .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ديد .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : توقّف كرد .
( 6 ) . آد ، گا : عرق از وى . كا : عرق از روى او .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : نگه نداشتى .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : خاموش باش ، چه اگر كنيزك من است و مرا حلال است .
( 10 ) . اساس : ليكن ، با توجّه به كا تصحيح شد .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ماريه .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ندارد ، چاپ شعرانى ( 11 / 195 ) را .