ربيع گفت : خداى تعالى قضا بكرد [ بر خود ] ( 1 ) كه هر كه بر او [ 52 - پ ] توكّل كند كفايت كند او را فى قوله : * ( وَمَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه فَهُوَ حَسْبُه ) * ( 2 ) ، و هر كه به او ايمان آرد ، [ هدايت دهد او را ] ( 3 ) في قوله : وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّه يَهْدِ قَلْبَه ( 4 ) ، و هر كه قرضى دهد با او مكافاتش كند في قوله : مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّه قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَه لَه أَضْعافاً كَثِيرَةً ( 5 ) ، و هر كه به او اعتصام كند برهاند او را في قوله : وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّه فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ( 6 ) ، و هر كه دعا كند اجابت كند او را ، فى قوله : أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ ( 7 ) .
قوله : * ( وَاللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ ) * - الاية ، آنگه حق تعالى گفت : آن زنان كه ايشان از حيض نوميد باشند و حيض ايشان منقطع شده باشد به وقت سنّ خود از علوّ سنّ - و گفتيم ( 8 ) : حدّ آن پنجاه سال است و بالاتر . * ( إِنِ ارْتَبْتُمْ ) * ، بعضى گفتند : معنى او آن است كه اگر شك افتد در آن كه انقطاع او از علوّ ( 9 ) سن است يا از علَّتى ديگر ( 10 ) ، او را به سه ماه عدّت بايد داشت ( 11 ) ، و آن آن است كه : بيان كرديم كه او حيض نبيند و آنان كه در سنّ او باشند حيض بينند ، چه اگر نه چنين باشد ريب و شك او را معنى ( 12 ) نباشد .
[ ابو علىّ الزّبيرىّ گفت : « ارتبتم » را معنى آن است كه تيقّنتم . و شك به
هامش
( 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . اساس انّ اللَّه ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 4 ) . سورهء تغابن ( 64 ) آيهء 11 .
( 5 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 245 .
( 6 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 101 .
( 7 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 186 .
( 8 ) . آد ، گا كه .
( 9 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كبر .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها فعدّتهنّ ثلاثة اشهر .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : عده سه ماهه بايد داشتن .
( 12 ) . كا ، گا : منعى .