عدّت أقراء ( 1 ) را كه سه « قرء » بايد تا باشد - على خلاف بين الفقهاء فى الاقراء - و بيان كرديم كه : « قرء » بنزديك شافعى و بنزديك ما طهر باشد ، و بنزديك اهل عراق [ حيض ] ( 2 ) . و « عدّت » ، نشستن [ 50 - پ ] زن باشد از شوهر كردن تا مدّتى معيّن بگذرد كه شرع تعيين كرد آن را .
و عدّت زنان بر ضرورت باشد : يك نوع عدّت آن كس باشد كه به ( 3 ) حدّ [ بلوغ ] ( 4 ) نرسيده باشد و حيض نديده باشد ، و حدّ آن بنزديك ما نه سال باشد ، آن كس را عدّت نباشد بنزديك بيشتر اصحاب ما ، و بعضى اصحاب [ ما ] ( 5 ) گفتند :
[ عدّت او به ماه باشد - سه ماه - و اين مذهب جملهء فقهاست . و امّا آن كس كه او ] ( 6 ) حيض نبيند و مثل او در سنّ آن ( 7 ) حيض بيند عدّت او به ماه باشد [ سه ماه ] ( 8 ) و اين آن كس بود كه سنّ او بالاى نه سال باشد .
و امّا آن كس كه حيض بيند ، عدّت او به اقراء [ باشد ] ( 9 ) و آن اطهار باشد بنزديك ما و بيشتر فقهاء و بنزديك بعضى حيض باشد . و نوعى ديگر آن باشد كه حيض نبيند و در سنّ او ديگران حيض ببينند ، عدّت او به ماه باشد - سه ماه - بلا خلاف ، و اصحاب ما حدّ او به اين نهادند كه سال [ او ] ( 10 ) زير پنجاه باشد ( 11 ) . [ و آن كس كه آيس باشد و نوميد از حيض و مثل او در سنّ او حيض نبينند ، و حدّ او پنجاه سال باشد ] ( 12 ) يا بالاى او ، او را عدّت نباشد بنزديك بيشتر اصحاب ما ، و بعضى گفتند : عدّت [ او ] ( 13 ) به ماه باشد ، و اين مذهب جملهء فقهاست .
و در اخبار ما آمد كه : اگر زنى قرشى باشد حدّ يأس او از [ حيض ] ( 14 ) شصت سال باشد . و عدّت زن آبستن آن است كه بار بنهد چون عدّت طلاق
هامش
( 1 ) . اساس : آنان ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 14 - 13 - 12 - 10 - 9 - 8 - 6 - 5 - 4 - 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . اساس : بر ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : در آن سن .
( 11 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : سال او كم از پنجاه بود .