طلاق مسلمانان باشد كه مرد گويد : طلاق دادم [ و ] ( 1 ) رجعت كردم ، طلاق دادم رجعت كردم ،
طلَّقوا المرءة قبل عدّتها
( 2 ) ، طلاق [ كه ] ( 3 ) دهيد زنى ( 4 ) را پيش از عدّه دهيد ، و عبد اللَّه عبّاس و عبد اللَّه عمر خواندند : ( فطلقوهن ( 5 ) قبل عدتهن ) [ امّا ] ( 6 ) .
اخبارى كه در طلاق آمده است آن است كه عبد اللَّه عمر روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : دشمنتر چيزى كه خداى دارد از چيزهاى حلال طلاق است ، و حضرت امير المؤمنين - صلوات اللَّه و سلامه عليه ( 7 ) - روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت :
تزوّجوا و لا تطلَّقوا فانّ الطَّلاق يهتزّ منه العرش
، زن كنيد و طلاق مدهيد كه عرش از طلاق بلرزد . و ثوبان روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : هر آن زنى كه از شوهر طلاق خواهد بى سببى و رنجى ، بوى بهشت بر وى حرام است .
ابو موسى الأشعريّ روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت :
لا تطلَّقوا النّساء الَّا من ريبة فانّ اللَّه لا يحبّ الذّوّاقين و لا الذّوّاقات
، طلاق مدهيد زنان را الَّا از تهمتى كه خداى تعالى ذوّاقان را دوست ندارد ، يعنى كسانى كه هر وقت كه خواهند زنى نو كنند از مردان ، و زنان ( 8 ) [ كه ] ( 9 ) شوهرى نو كنند . انس روايت كرد كه رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت :
ما حلف بالطَّلاق و لا استحلف به الَّا المنافق
، به طلاق سوگند نخورد و سوگند ندهد الَّا منافقى .
قوله : و احصوا العدّة
، گفت : عدّت بشماريد ( 10 ) ، يعنى
هامش
( 9 - 6 - 3 - 1 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها پس گفت .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : زن .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها من .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : على عليه السّلام .
( 8 ) . اساس : زن ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بر شماريد .