خبر دهند شما را به آنچه ياد كردهايد ( 1 ) از نيك و بد ، و جزا دهند شما را بر آن ( 2 ) ، و اين بر خداى آسان است .
آنگه امر كرد ايشان را و فرمان مجدّد كرد بر ايشان به ايمان ، گفت : * ( فَآمِنُوا بِاللَّه وَرَسُولِه ) * ، ايمان آريد به خداى و پيغمبرش ( 3 ) ، و آن نور كه خداى تعالى فرستاده است - و آن قرآن است - براى آنش نور خوانند كه خلقان را به آن هدايت كنند در ظلمات كفر ، چنان كه به نور هدايت كنند در ظلمات مسافت ( 4 ) . * ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ) * ، و خداى به آنچه شما مىكنيد داناست .
آنگه تهديد كرد ايشان را به احوال و اهوال قيامت گفت : * ( يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ) * ، ياد كن آن روز كه جمع كند شما را براى روز جمع ، يعنى ( 5 ) روز قيامت . عامّهء قرّاء خواندند « يجمعكم » به « يا » ، اعتبارا بقوله :
* ( فَآمِنُوا بِاللَّه ) * ، و قوله : * ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ) * ، و خداى به آنچه شما مىكنيد داناست . و يعقوب خواند : « نجمعكم » ، به « نون » اعتبارا لقوله : * ( وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا ) * .
* ( ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ ) * ، آن ، روز ( 6 ) تغابن است ( 7 ) . و « تغابن » تفاعل باشد از غبن ، و آن فوت حظَّ و مراد باشد . و ابو هريره روايت كرد تفسير اين آيت از رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - كه او گفت : هيچ بندهاى نباشد از محسن و مسيء و دوزخى و بهشتى و الَّا روز قيامت حسرت خورند و تغابن ، بد كردار به آن كه چرا بد كرد ، و نيكو كار به آن كه چرا بيشتر نكرد .
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كرده باشد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( وَذلِكَ عَلَى اللَّه ) * .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها * ( وَالنُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا ) * .
( 4 ) . اساس : ضلالت ، با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 5 ) . آد و ديگر نسخه بدلها براى .
( 6 ) . آد ، گا روز .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : باشد .