حنفاء
، من بندگان خود را همه بر مسلمانى آفريدم ، و ابو سعيد خدرى گفت :
* ( فَمِنْكُمْ كافِرٌ ) * ، يعنى كس ( 1 ) باشد كه همه عمر كافر باشد به عاقبت مؤمن باشد ( 2 ) ، و كس باشد كه همه عمر مؤمن باشد به عاقبت كافر شود ، و اين [ قول ] ( 3 ) بازپسين بر قاعدهء ما درست نيايد الَّا على ( 4 ) تأويل . ضحّاك گفت : از شما [ كس ] ( 5 ) هست كه كافر است در سرّ ، مؤمن ( 6 ) در علانيه چون منافقان ، و هست كه مؤمن است در سرّ كافر در علانيه ، و اين ( 7 ) اصحاب تقيّهاند چون عمّار ياسر و مانند او .
عطاء بن ابى رباح گفت : هست از شما كه كافر است به خداى [ و ] ( 8 ) به ستاره مؤمن ، و هست از شما كه مؤمن است به خداى و كافر به ستاره . زجّاج گفت : فمنكم كافر بانّ اللَّه خالقه ، معنى آن است كه : از شما كس هست كه كافر است به آن كه خداى خالق اوست ، و اين ظاهر آيت است . و آيت جز ( 9 ) آن كه دليل است بر بطلان قول مجبّره ، دليل است بر بطلان قول معتزله : « فى المنزلة بين المنزلتين » ، براى آن كه خداى تعالى خلقان را بر اين جمله دو صنف نهاد : امّا مؤمن و امّا كافر . قول به آن كه ( 10 ) اين را سه ديگرى هست ( 11 ) قولى باشد خارج قرآن ، آنگه دليل [ 47 - پ ] ديگر قوله : ( 12 ) * ( وَاللَّه بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ) * ، گفت : خداى به آنچه شما مىكنيد عالم است ، حوالت [ عمل ] ( 13 ) با ما كرد و خطاب در اين با
هامش
( 1 ) . اساس : آن ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : شود .
( 13 - 8 - 5 - 3 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : بر .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها است .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آن .
( 9 ) . كا : بجز از .
( 10 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آن كس كه گويد .
( 11 ) . اساس : نيست ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 12 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : دليل ديگر آن كه گفت .