كه گم ( 1 ) شد كجاست ، چرا وحى خبر نمىدهد او را ؟ جبرئيل - عليه السّلام - آمد و او را خبر داد از گفتار آن منافق و آن ( 2 ) شتر كه كجاست . رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - صحابه را گفت : من دعوى نمىكنم كه غيب دانم ، و من ( 3 ) آنچه گويم از اخبار غيب جز به وحى نگويم . جبرئيل آمد و مرا خبر داد از گفتار اين منافق و از خبر ناقه ، مرا گفت : در فلان شعب زمام او در شاخ درختى در پيچيده است . برفتند ، همچنان بود كه گفته بود . بگرفتند ناقه را و پيش رسول آوردند ، و [ آن ] ( 4 ) منافق [ بيامد و ] ( 5 ) ايمان آورد ( 6 ) .
چون با مدينه رفتند ( 7 ) . رفاعة بن تابوت و هو رفاعة بن زيد بن التّابوت احد بني قينقاع فرمان يافته بود - و او از جملهء رؤساى جهودان بود و كهفى و ملاذى بود منافقان را . [ پس ] ( 8 ) چون رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - به ( 9 ) مدينه آمد ، زيد أرقم در خانه بنشست به ( 10 ) شرم و خجالت آن كه آن سخن [ ها ] ( 11 ) رفته بود او را با عبد اللَّه ابىّ ، خداى تعالى اين سورت فرستاد در تصديق زيد و تكذيب عبد اللَّه ابىّ .
چون اين سورت آمد ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گوش زيد بگرفت و گفت : يا زيد خداى تعالى اين سورت ( 12 ) در تصديق تو فرستاد . چون به در مدينه رسيدند ، عبد اللَّه ابىّ از پس بود . پسرش بيامد و راه بگرفت بر او ( 13 ) ، گفت : و اللَّه كه رها نكنم كه در مدينه روى [ الَّا به فرمان رسول خدا . و مردمان مىگذشتند و در مدينه مىشدند . پس گفت : و اللَّه رها نكنم كه در مدينه
هامش
( 1 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : كى گم .
( 10 - 2 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : از .
( 3 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : امّا .
( 11 - 8 - 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 6 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : ايمان با سر گرفت و توبه كرد .
( 7 ) . آد و ديگر نسخه بدلها : آمدند .
( 9 ) . آد ، كا : با .
( 12 ) . آد ، گا : آيه .
( 13 ) . آد و ديگر نسخه بدلها و .