مثل او در امّت چنان است كه مثل ذو القرنين و او مولا و بار خداى من است امير المؤمنين علىّ بن ابى طالب ، و بعضى از بزرگان بسيار گفتى :
تقدّموا تقدّموا
در خيرات مقدّم باشى ( 1 ) تا در مقامات مقدّم باشى ( 2 ) .
در خبر است كه : چون در بهشت يكى از جملهء سابقان از سراى خود بيرون آيد ، از روى او چندان نور بتابد كه اهل بهشت بدانند ، گويند : اين نور سابقان است و نور مقرّبان .
* ( أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ) * ، گفت : ايشان مقرّبان و نزديكان باشند ، و اين عبارت باشد از علوّ مرتبت و منزلت رفت درجه تشبيها به من كان قريبا من السلطان مقرّبا بحضرته .
* ( فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ) * در بهشتهاى نعيم باشند ، و بعضى نحويان گفتند : السّبقون مبتداست ، [ و « السَّابِقُونَ » ديگر صفت اوست ، و * ( أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ ) * خبر مبتداست ] ( 3 ) .
* ( ثُلَّةٌ مِنَ الأَوَّلِينَ ) * گروهى باشند از اوّلينان ( 4 ) ، و الثلة الجماعة ، و مراد به اولينان ( 5 ) امتّان گذشتهاند ( 6 ) از امم انبيا - صلوات اللَّه عليهم - ( 7 ) .
* ( [ وَقَلِيلٌ مِنَ الآخِرِينَ ) * و اندكى از آخرينان ، يعنى امّت محمّد - صلى اللَّه عليه و آله - . * ( عَلى سُرُرٍ مَوْضُونَةٍ ) * ] بر سريرهاى بافته زر در سيم مكلَّل به انواع جواهر و مرصّع . و « و ضنن ( 8 ) » بافتنى باشد چون بافتن درع ( 9 ) ، [ 130 - پ ] و قال الاعشى :
و بيضاء كالنهى موضونة
لها قونس فوق جيب البدن
و منه : و ضين النّاقة ، و آن تنگ او ( 10 ) باشد از دوال بافته ، قال ( 11 ) :
هامش
( 2 - 1 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : باشيد .
( 3 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 4 ) . آج : اوّليان .
( 5 ) . اساس : گزشته ، با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 6 ) . آج و على نبيّنا .
( 7 ) . اساس آج : ندارد ، با توجه به آد ، گا : افزوده شد .
( 8 ) . گا : وضين .
( 9 ) . آد ، كا ، گا : زره .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : تنگى .
( 11 ) . آد ، كا ، گا الشّاعر .