خواست ( 1 ) . ضحّاك گفت : في ضياء و سعة در روشنايى و فراخى باشند و منه النّهار لسعة ضياء فيه ، و استنهر الفتق اذا اتّسع ( 2 ) و انهرتها و سعتها ، قال الشّاعر :
ملكت بها كفّى فانهرت فتقها
يرى قائم من دونها ما ورائها
اعرج و طلحه خواندند : « و نهر » به دو ضمّه على انّها جمع نهار ، يعنى ايشان را هيچ شب نباشد همه روز بود . فرّاء گفت از بعضى عرب شنيدم اين بيت :
ان تك ليليّا فانّى نهر
متى ارى ( 3 ) الصبح فلا أنتظر
قال آخر :
لولا ثريدان هلكنا بالضمر ( 4 )
ثريد ليل و ثريد بالنهر [ 101 - پ ]
* ( فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ ) * در جاى حق كه در او لغو نباشد و تأثيم نباشد و آن بهشت است بنزديك خداوند قادر توانا و اشارت بقوله « عند » به قرب ( 5 ) منزلت است و علوّ مرتبت و نه به قرب ( 6 ) مسافت .
صادق - عليه السلام - گفت : جايى ( 7 ) كه خداى تعالى به صدق وصف كرد جاى صادقان ( 8 ) باشد . عبد اللَّه بن بريده گفت : در اين آيت ( 9 ) اهل بهشت هر روز به سلامگاه روند و بر كرسى به مجلسى بنشينند بر قدر اندازهء عمل او بر منبرهاى درّ و ياقوت و زمرّد و زر و سيم ( 10 ) در بهشت به هيچ چيز شادمانهتر نباشند از آن كه به آن مجلس ( 11 ) و در آن مجالس ( 12 ) سماع قرآن كنند و هيچ چيز
هامش
( 1 ) . آد ، گا : خواهد .
( 2 ) . آد ، گا : اتّسق .
( 3 ) . لسان ( مادهء نهر ) : ترى .
( 4 ) . اساس ، آج : ندارد ، از آد افزوده شد .
( 5 ) . آد ، گا : عند قرب .
( 6 ) . آد ، گا ، كا : و نه قرب .
( 7 ) . آد ، كا ، گا را .
( 8 ) . آد ، كا ، گا و صديقان .
( 9 ) . آد ، گا كه .
( 10 ) . آد ، گا و شادى و خرّمى كنند به آواز سلام بر يكديگر و مومنان را خوشتر از آن نيايد در آن جا از آن كه سلام بر يكديگر كنند .
( 11 ) . آد ، كا : مجالس .
( 12 ) . كا : مجلس .