آنك آيد ( 1 ) ، تا روز بدر رسول - عليه السلام - درع مىپوشيد و مىخواند : * ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ) * ، ما بدانستيم كه آيت در اين روز آمد و دست [ 99 - پ ] ما را خواهد بودن برايشان .
* ( بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ ) * ، آنگه ( 2 ) گفت بل قيامت موعد ايشان است به عذاب .
* ( وَالسَّاعَةُ أَدْهى وَأَمَرُّ ) * و قيامت داهىتر و فظيعتر و سختتر است از روز بدر .
ابو هريره روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : بشتابى به عمل صالح هفت چيز را چه گوش مىدارى ( 3 ) يكى از اين هفت چيز را ( 4 ) : يا درويشى كه از ياد مردم بر خداوندش را يا توانگرى طاغى بكند ( 5 ) يا بيمارى مقيّد ( 6 ) يا پيرى مفنّد يا مرگ مجهز يا دجّال - و آن شرّى است منتظر - يا ساعت . * ( وَالسَّاعَةُ ) * ( 7 ) * ( أَدْهى وَأَمَرُّ إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي ضَلالٍ وَسُعُرٍ ) * ، گفت : مشركان و گناهكاران در گمراهىاند و « سعر » جمع سعير باشد و در آتشى بشخيده ( 8 ) . حسين بن الفضل گفت : فى ضلال فى الدّنيا و عذاب فى الاخرة ، گفت ( 9 ) : در دنيا در ضلال باشد و در قيامت در عذاب دوزخ . و اختلاف اقوال در ( 10 ) لفظ برفت در اين سوره .
* ( يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ ) * ، نصب « يوم » بر ظرف است و عامل در او ، قوله :
« و سعر » ، اى يجعلون ( 11 ) في عذاب السعير يوم يسحبون فى النّار آن روز كه ايشان را مىكشند بر روى در دوزخ ، * ( ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ ) * اى و يقال لهم : ذوقوا و گويند
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس و آج آد ، گا : كه از كدام جمع است كا : كه آن كدام جمع است چاپ شعرانى ( 10 / 376 ) : كه آن كس آيد .
( 2 ) . آد ، گا : آنگاه .
( 3 ) . همهء نسخهها : مىداريد الَّا .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : از اين هفتگانه را آد ، كا ، گا غنىّ مطغيا و فقرا منسيا او مرضا مفسدا او هرما مفنّدا او مؤتا مجهزا او الدجّال شرّ منتظر .
( 5 ) . آد ، گا : يا توانگرى طاغى كننده .
( 6 ) . آد ، گا : مفسد .
( 7 ) . آج و الصّاعق .
( 8 ) . آج : بخشيده .
( 9 ) . آد ، گا و در گمراهىاند در دنيا و در عذابند در آخرت .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها اين .
( 11 ) . آد : يحصلون .