آنگه اهل مكّه را تهديد كرد و گفت : * ( أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ ) * ، گفت :
كافران شما بهترند از ايشان كه ( 1 ) ايشان هلاك شدند و اينان هلاك نخواهند شد ؟ و امّت سلف را عذاب كردند از قوم نوح و عاد و ثمود و قوم لوط و قوم فرعون . و * ( أُولئِكُمْ ) * اشارت است به ايشان اين قوم به از ايشاناند كه از عذاب ايمن شدهاند ؟
[ 99 - ر ] . لفظ استفهام است و مراد جحد ، يعنى بهتر نيستند . * ( أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ ) * يا شما را براءتى هست در كتابها ، يعنى براءت امانى ( 2 ) از عذاب .
* ( أَمْ يَقُولُونَ ) * يا كافران مكّه مىگويند : * ( نَحْنُ جَمِيعٌ مُنْتَصِرٌ ) * ما جماعتىايم با عزّت و منعت و انتصار و انتقام ، كس ما را طلب نيارد كردن و در راه ما ايستادن ، و قوله : * ( مُنْتَصِرٌ ) * ، حمل بر لفظ كرد لرأس الاية ، و اگر حمل بر معنى كردى « منتصرون » بودى .
* ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ ) * ، آنگه گفت : اين جماعت عزيز منيع ( 3 ) را مجتمع شده و به قوّت خود مغرور شده به هزيمت كنند و بشكنند . قراءت عامهء قرّاء بر فعل مجهول است و رفع « جمع » ، و يعقوب خواند : « سنهزم » به « نون » مفتوح و كسر « زا » به نصب « جمع » على وجه التفخيم ( 4 ) ما هزيمت كنيم آن جمع را ( 5 ) و ايشان پشت بر كنند و از روى اطَّراد كلام ، « و يولَّون الادبار » بايستى به جمع و لكن لرأس الاية و حملا على انّه أراد كلّ واحد منهم ، كما يقال : ضربت منهم الرأس و ان شئت قلت : الرووس ، خداى تعالى آن وعده راست كرد و ايشان را روز بدر منهزم كرد .
مقاتل گفت : روز بدر ابو جهل اسب بيرون زد ( 6 ) و در ميان مصاف ( 7 ) آمد و گفت : ما امروز انتصار و انتقام بكشيم از محمّد و اصحابش . سعيد مسيّب گفت از عمر خطَّاب كه چون ( 8 ) آيت آمد : * ( سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ) * ، ما ندانستيم كه
هامش
( 1 ) . گا : بهترند از اين كافران .
( 2 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : امان .
( 3 ) . آد ، گا : منيع .
( 4 ) . آد : التّعظيم .
( 5 ) . كا و يولون الدبر .
( 6 ) . آد ، گا : بيرون راند .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : ميدان .
( 8 ) . آد ، گا اين .