* ( إِنَّا مُرْسِلُوا النَّاقَةِ فِتْنَةً لَهُمْ ) * ، گفت : ما بوديم كه ناقه را بيرون آورديم از كنارهء آن كوه كه ايشان خواستند براى فتنه و امتحان باشد ( 1 ) . * ( فَارْتَقِبْهُمْ ) * مراقبت كن ايشان را و نگاه دار و گوش دار ، * ( وَاصْطَبِرْ ) * و صبر كن به رنج و گفتار ايشان و تعجيل مكن تا فرمان من بديشان رسد . و « اصطبر » افتعل باشد من الصبر ، و [ اصل ] ( 2 ) اصتبر بوده است ، « تا » را « طا » كردند تا حرف از ( 3 ) حروف اطباق باشد مناسب بود ، چه « صاد » با « تا » نسبت ندارد ، دشخوار است گفتن « تا » عقيب « صاد » .
* ( وَنَبِّئْهُمْ أَنَّ الْماءَ قِسْمَةٌ بَيْنَهُمْ ) * ، گفت : خبر ده ايشان را كه آب از ميان ايشان به قسمت است با ناقه . يك روز آب ايشان را بود و يك روز ناقه را . آن روز كه ايشان را ( 4 ) نباشد ، ناقه ( 5 ) ايشان را به بدل آب شير بدهد ( 6 ) . پس ناقه يك روز بيامدى و جملهء آب باز خوردى ، و بر دگر ( 7 ) روز آب ايشان را بودى ، و ناقه امروز كه ( 8 ) آب بخوردى عوض ( 9 ) شير بدادى ، براى اين * ( بَيْنَهُمْ ) * گفت با ( 10 ) آن كه ناقه با ايشان است ، لتغليب العقلاء . * ( كُلُّ شِرْبٍ مُحْتَضَرٌ ) * ، أى [ 97 - ر ] كلّ نصيب ، و « شرب » نصيب باشد و « محتضر » مفتعل باشد از حضور ، يعنى روز نوبت ، ايشان ( 11 ) ، به آب حاضر آمدندى و روز نوبت ناقه ، ناقه حاضر آمدى .
هامش
( 1 ) . آد ، كا ، گا : ايشان .
( 2 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 3 ) . كا : تا حروف آن .
( 4 ) . آج و همهء نسخه بدلها آب .
( 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : او .
( 6 ) . آج : او به بدل آب چنان كه آب خورده باشد ، شير به ايشان دهد كا : به بدل آب چندان كه آب خورده باشد شير به ايشان دهد .
( 7 ) . كا : با ديگر .
( 8 ) . آج ، كا : اين روز آد : آن روز .
( 9 ) . آد ، كا : به عوض آن .
( 10 ) . آج : از .
( 11 ) . آد ، كا ، گا ايشان .