* ( وَأَنَّه أَهْلَكَ عاداً الأُولى ) * و او عاد اوّل را هلاك كرد كه قوم هود بودند . و مدنيان ابو عمرو و يعقوب خواندند : عاد لولى ( 1 ) مدرّج مدغم ، و نافع « واو » به همزه خواند به روايت سوسى ( 2 ) و قالون عن طريق الحلوانىّ و لفظ چنين بود كه عاد لَّؤلى ، چنان كه گويند : قم لان ( 3 ) يعنون ، قم الآن و ضمّ لثنين يعنون ضمّ الاثنين .
* ( وَثَمُودَ فَما أَبْقى ) * و ثمود را ، كه قوم صالح بودند ، نيز رها نكرد .
* ( وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ ) * ، يعنى اهلك ايضا قوم نوح من قبل و قوم نوح را هلاك كرد پيش از آن ( 4 ) كه ايشان ظالمتر و طاغىتر بودند .
* ( وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوى ) * ، و زمين منقلبه را فرود برد به زمين يعنى شارستانهاى ( 5 ) قوم لوط را و آن چهار شهرستان بود : صوانيم ( 6 ) و داد و ما ( 7 ) و عامورا و سدوم ( 8 ) و گفتند جبريل بر زمين انداخت پس از آن كه به آسمان برد ( 9 ) .
* ( فَغَشَّاها ما غَشَّى ) * به او رسانيد آنچه رسانيد از سنگ باران كه بر او كرد .
* ( فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكَ تَتَمارى ) * به كدام نعمتهاى خدايت شك مىكنى و جدل مىكنى [ 8 - پ ] ؟
* ( هذا نَذِيرٌ ) * ، اشارت است به رسول - عليه السلام - گفت اين پيغامبرى است از پيغامبران ( 10 ) پيشين يعنى چون پيغامبران پيشين او را به شما فرستادهاند چنان كه ايشان را به آنان فرستادند . چنان كه گويند : فلان واحد من النّاس و واحد من بني آدم . ابو مالك گفت معنى آن است كه : اين قرآن وعظ و انذارى است از آنچه
هامش
( 1 ) . اساس : عاد الاولى ، با توجّه به آد تصحيح شد .
( 2 ) . اساس : مسيتى ، با توجّه به ضبط مأخذ معتبر تصحيح شد كا : ميشئى .
( 3 ) . آج : الان .
( 4 ) . آد ، كا ، گا * ( إِنَّهُمْ كانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغى ) * .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : شهرستانها .
( 6 ) . كا ، گا : صوايم .
( 7 ) . آد ، گا : دادنا كا : دار ما .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : سدر .
( 9 ) . آد ، گا : پس از آن كه جبرئيل به آسمان برد به زمين انداخت .
( 10 ) . همهء نسخهها : پيغمبرى است از پيغمبران .