تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ابو سلمه گفت : از ابو هريره كه : چون ( 1 ) آيت فرود آمد اهل صفّه بگريستند ( 2 ) . رسول - عليه السلام - گفت : به دوزخ نشود ( 3 ) آن كه ( 4 ) از ترس خداى بگريد و به بهشت نشود ( 5 ) آن كه بر معصيت مصرّ باشد و اگر شما گناه نكنى خداى قومى را بيارد ( 6 ) كه گناه كنند تا ايشان را بيامرزد و به بهشت برد . مردى صحابى روايت كند ، نام او حازم ( 7 ) ، گفت : جبرئيل - عليه السلام - بنزد ( 8 ) رسول - عليه السلام - آمد ، و مردى بنزديك ( 9 ) رسول - عليه السلام - مىگريست ، جبرئيل گفت : اين كيست كه مىگريد ؟ گفت : فلان است . جبرئيل - عليه السلام - گفت : هر چيزى ( 10 ) از اعمال بنى آدم بسنجند ( 11 ) الَّا گريه كه خداى تعالى به يك اشك درياهاى پر آتش بنشاند . عبد اللَّه بن سايب گفت : سعد بن ابى وقّاص به شهر ما آمد پس از آن كه نابينا شده بود . من به سلام او شدم پرسيد مرا گفت : تو كيستى ؟ من نسب خود بگفتم ( 12 ) . گفت : يابن اخ من شنيده‌ام كه آواز تو به قرآن خوش است ( 13 ) و من از رسول - عليه السلام - شنيدم ( 14 ) كه اين قرآن محزن ( 15 ) فرود آمد چون قرآن خوانى بگريى يا ( 16 ) بطبع اظهار گريه كنى بتكلَّف ( 17 ) .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها اين . ( 2 ) . آد ، گا تا آوازشان بلند شد . رسول - صلى اللَّه عليه و آله هم بگريست . آنگاه صحابه همه بگريستند كا تا آواز ايشان به گريه بلند شد رسول نيز بگريست و صحابه نيز بگريست . ( 5 - 3 ) . آد ، گا : نرود . ( 4 ) . آد : هر كه . ( 6 ) . كا : تا . ( 7 ) . آد ، گا : مردى از صحابه ، نام او حازم . ( 8 ) . آد ، كا ، گا : بنزديك . ( 10 ) . آد ، گا : در خدمت . ( 9 ) . كا را . ( 11 ) . آج ، آد ، كا : بر سنجند . ( 12 ) . آد ، گا : گفتم فلانم پسر فلان . ( 13 ) . آد ، گا : كه تو قرآن را به آواز خوش خوانى . ( 14 ) . گا : شنيده‌ام . ( 15 ) . آد ، كا ، گا : محزون . ( 16 ) . كا : و اگر نگرييد . ( 17 ) . آد ، گا : و اگر در اندرون سوزى نداريد به ظاهر اظهار گريه كنيد بتكلف .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 205 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي