ذكروا اللَّه فانتهوا .
و شهر بن حوشب روايت كرد از ابو هريره كه او گفت يك روز رسول - عليه السلام - در مسجد آمد و اصحاب را گفت :
فيم انتم
شما در چه كاريد ؟
گفتند : نتفكّر فى اللَّه در خداى انديشه مىكنيم گفت :
تفكّروا ( 1 ) فى الخلق و لا تتفكّروا فى الخالق فانّ التّفكر ( 2 ) لا يحيط به
، گفت تفكّر در خلق كنى در خداى تفكّر مكنى كه فكرت به او نرسد . خداى تعالى هفت آسمان بيافريد ثخانت ( 3 ) هر آسمانى پانصد ساله راه و از آسمانى تا آسمانى پانصد ساله راه ، و هفت زمين همچنين . و در آسمان هفتم او را دريايى است عمقش چندان كه از زير هفت ( 4 ) زمين [ 84 - پ ] تا به بالاى هفت ( 5 ) آسمان ( 6 ) ، خداى را در آن دريا فرشته است ( 7 ) كه آن آب تا به كعبش ( 8 ) بيش نيست .
* ( وَأَنَّه هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى ) * و او آن خداست كه بخنداند و بگرياند ، بعضى گفتند خنده و گريهء حقيقى خواست . گفت آن را كه خواهد از خلقان بخنداند آن را كه خواهد بگرياند ( 9 ) ، به آن كه اسبابش بكند و پديد آرد و فعل سبب و فاعل مسبّب باشد و سبب او سرور و حزن باشد چنان كه گويند : اضحكى ( 10 ) فلان و ابكانى چو چو سببش بكند يا سببى كه عند آن ضحك و بكاء حاصل آيد . و اين مذهب حسين بصرى است كه ( 11 ) خنده و گريه فعل خداست ، و عطاء بن مسلم هم اين گفت كه اضحك و ابكى اى ، افرح و احزن . آنگه گفت : فرح
هامش
( 1 ) . اساس ، آج : تتفكّروا ، با توجه به آد و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : فانّ الفكر .
( 3 ) . آج : ضخامت آد ، كا : منبرى .
( 5 - 4 ) . آد ، كا ، گا : هفتام .
( 6 ) . آد ، كا گا و .
( 7 ) . همهء نسخهها : فرشتهاى است .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : آبش تا به كعب .
( 9 ) . آد ، كا ، گا يعنى .
( 10 ) . اساس : اضحك ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 11 ) . كا گفت .