لِيُوَفِّيَهُمْ أُجُورَهُمْ ( 1 ) .
سفيان عيينه گفت : وفّى ، يعنى ( 2 ) اداى امانت كرد . ضحّاك گفت : مناسك حج بتمامى بگزارد . عطاء بن الياس ( 3 ) گفت : ابراهيم - عليه السلام - با خداى عهد كرد كه هيچ چيز نخواهد از هيچ كس جز از خداى تعالى . چون او را به آتش انداختند ، جبريل آمد به او گفت : هيچ حاجت دارى ؟ گفت : حاجت دارم ( 4 ) ، امّا اليك فلا امّا به تو ندارم خداى تعالى [ 82 - پ ] به اين ( 5 ) خصلت ( 6 ) بر او ثنا گفت .
حسين بن الفضل گفت : به قيام نمودن به خدمت ميهمان ( 7 ) وفا كرد تا او را ابو الأضياف خواندند . ابو بكر ورّاق گفت : به شرط دعوى قيام نمود ، خداى ( 8 ) او را گفت : أَسْلِمْ قالَ أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ ( 9 ) ، خداى تعالى او را به صحّت دعوى مطالبت كرد ، و امتحان كرد او را در نفس و فرزند و مال ، او تن به نيران داد و فرزند به قربان ، و مال به مهمان خداى تعالى او را وفادار خواند .
و در تفسير اين آيت از رسول - عليه السلام - دو قول روايت كردند : يكى آن كه سهل بن عبد اللَّه روايت كرد از پدرش از رسول - عليه السلام - گفت : خبر دهم شما را كه خداى تعالى ابراهيم را وفادار چرا خواند ؟ گفتند : بگو يا رسول اللَّه گفت : هر بامداد و شبانگاه بگفتى : فسبحان اللَّه حين تمسون و حين تصبحون ، و له الحمد فى السموات و الارض و عشيا و حين تظهرون ( 10 ) ، و قولى ديگر آن است كه ابو امامه روايت كرد كه رسول - عليه السلام - گفت : دانى ( 11 ) تا خداى تعالى چرا ابراهيم را وفادار خواند ؟ گفتند : خداى و پيغامبر عالمتر . ( 12 ) گفت : براى آن كه
هامش
( 1 ) . سورهء فاطر ( 35 ) آيهء 30 .
( 2 ) . آج : أى .
( 3 ) . آج ، آد ، گا : عطاء بن السّايب .
( 4 ) . آد ، كا ، گا گفت .
( 5 ) . آد ، گا : بدين .
( 6 ) . آد ، گا : صدق .
( 7 ) . آج : مهمان كا ، گا : مهمانان .
( 8 ) . آج تعالى .
( 9 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 131 .
( 10 ) . سورهء روم ( 30 ) آيهء 17 و 18 .
( 11 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : دانيد .
( 12 ) . آد ، كا ، گا است .