عطاء بن يسار گفت : آيت در مردى آمد كه او برگى ساخته بود تا پيش رسول - عليه السلام - آيد ( 1 ) ، يكى گفت ( 2 ) : چه خواهى كردن ؟ گفت : همانا از خير او نصيبى يابم . گفت : اين كه ساختهاى مرا ده و من جملهء گناهان تو برگيرم ، اين آيت فرود آمد در او .
سدّي گفت : اين آيت در عاص بن وائل السهمّى آمد كه او در بعضى كارها رسول را - عليه السلام - موافقت نمودى . محمّد بن كعب گفت : آيت در ابو جهل آمد كه او گفت : « و اللَّه ما نافرنا محمّدا الَّا بمكارم الاخلاق اين آيت در او آمد .
* ( وَأَعْطى قَلِيلًا ) * من العطاء و اكدى ، بخل بالباقي ، يعنى عطا اندك داد و به باقى بخل كرد و منع ، و اصل « اكدى » من كدية الحافر باشد ، كه ( 3 ) مرد چاه كن چاهى مىكند سنگى عظيم پيش آيد او را كه نتواند بشكستن ( 4 ) به آن فرو ماند آن سنگ را كديه خوانند ، و فعل از او اكدى باشد اذا بلغ الكدية فقطع الحفر و أيس من الماء . مؤرّج گفت : اكدى إذا منع الخير ، قال الحطيّئة :
فاعطى قليلا ثمّ اكدى بماله
و من يبذل المعروف فى النّاس يحمد
* ( أَ عِنْدَه عِلْمُ الْغَيْبِ فَهُوَ يَرى ) * ، آيت انكار است بر آن كس كه او تحمّل گناه غيرى خواست كرد ( 5 ) ، گفت : بنزديك او علم غيب است كه با او چه خواهند كرد ( 6 ) ، و او مىبيند يعنى مىداند كه آنچه گفت ( 7 ) از تحمّل گناه ديگرى چنان است كه او گفت .
* ( أَمْ لَمْ يُنَبَّأْ بِما فِي صُحُفِ مُوسى ) * يا او را خبر ندادهاند از آنچه در صحيفهها و اسفار و اجزاى توريت موسى است و نيز ( 8 ) صحف ابراهيم
هامش
( 1 ) . آد ، گا : آورد .
( 2 ) . آد ، كا ، گا : يكى او را گفت .
( 3 ) . آد ، گا گاه باشد كه .
( 4 ) . آج ، كا : شكست آد ، گا : نتوان شكست .
( 6 ) . كا ، گا : كردن .
( 7 - 5 ) . آج و ديگر نسخه بدلها : او گفت .
( 8 ) . آد ، كا ، گا در .