نطقكم . بعضى ديگر گفتند : منصوب است بر صفت مصدرى محذوف كانّه قال : حقّ ذلك حقّا مثل كونكم ناطقين ، گروهى دگر گفتند : براى آن كه مضاف است با مبنى ، او را بنا كردند بر فتح لا بهامه ، نحو خمسة عشر . و اگر اضافت او با معربى بودى بنا نكردندى ( 1 ) نحو : مثل زيد و اين قول ما زنى است و قول اوّل قول جرمى است و أنشد المازنىّ :
لم يمنع الشّرب منها غير ان نطقت
حمامة في غصون ذات او قال
گفت : چون « غير » را ( 2 ) اضافت كرد با ان بنا كرد او را بر فتح . امّا معنى آيت ، در او چند قول است ( 3 ) : يكى آن كه معنى آن است كه ( 4 ) من خبر دادم ( 5 ) . از باب روزى حقّ است و درست ( 6 ) ، چنان كه ناطقى شما ، يعنى چنان كه در اين شك نيست كه شما ناطقى ( 7 ) در آن شك مكنيد [ 45 - پ ] بعضى دگر گفتند نطقى مخصوص خواست بر ( 8 ) معنى ( 9 ) : * ( مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ ) * من قول لا إله الا الله ، يعنى چنان كه اين كلمه حقّ است و درست است اين كه من وعده دادم حق است و درست بعضى دگر گفتند : چنان كه يكى از ما به زبان ديگرى سخن نتواند گفتن همچنين ، روزى غيرى غيرى نتواند ( 10 ) خوردن و اين بر قاعدهء ما درست نيايد ، اگر گويند :
چه فرق باشد ميان آن كه گفتى « مثل ما تنطقون » ( 11 ) و ميان آن كه گفت ( 12 )
هامش
( 1 ) . كا : كردندى .
( 2 ) . اساس صفت ، كه با توجه به آج و ديگر نسخهها ، زائد به نظر رسيد .
( 3 ) . همهء نسخهها : گفتند .
( 4 ) . آج و ديگر نسخه بدلها اين كه .
( 5 ) . كذا در اساس و آج ، ديگر نسخه بدلها : دادم .
( 6 ) . كا است .
( 7 ) . كا : ناطقايد .
( 8 ) . آد ، كا ، گا : و .
( 9 ) . آد آن كه .
( 10 ) . آد ، كا ، گا : روزى غيرى نتواند .
( 11 ) . اساس : ينطقون ، با توجه به آج و ديگر نسخهها تصحيح شد .
( 12 ) . آج : گفتى .