احتراز بايد كردن بگو مرا چيست ؟ گفت ، زبان خود به دست گرفت و گفت : اين است ، يعنى زبان نگاهدار .
و در خبر است كه ( 1 ) : روزى به نزديك رسول - عليه السلام - حاضر آمدند ، رسول قرآن بر ايشان مىخواند و مىگريست ، گفتند : از خوف خداى مىگريى ؟ گفت :
آرى كه ما را ( 2 ) بر طريقتى فرستادند مانند حد شمشير ، اگر بر او راست روم برهم ، و اگر بچسبم ( 3 ) هلاك شوم .
قتاده گفت ، حسن چون اين آيت خواندى گفتى : اللهم انت ربنا فارزقنا الإستقامة ، بار خدايا ! تو خداوند مايى ، ما را توفيق استقامت ده . * ( تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ) * ، فريشتگان فرو آيند بر ايشان به وقت مرگ . * ( أَلَّا تَخافُوا ) * ، و التقدير يقولون :
[ الا تخافوا ] ( 4 ) و قيل : بان لا تخافوا ، به اين گفتار فرود آيند ، يعنى گويند ايشان را كه مترسى و اندوه مداريد ( 5 ) و مژده شما را به بهشتى كه شما را وعده دادند . قتاده گفت :
اين آنگاه باشد كه از گور برخيزند [ 162 - پ ] .
وكيع بن الجراح گفت ، بشارت در سه جاى بود : در در مرگ و در گور و به وقت بعث .
ابو العاليه گفت : لا تخافوا على ضعيفكم ( 6 ) و لا تحزنوا على مخلفيكم ، بر ضعيفان مترسى و بر باز پس ماندگان اندوه مدارى .
مجاهد گفت : از كار قيامت مترسى كه در پيش دارى و بر ( 7 ) كار دنيا اندوه مخورى كه باز پس گذاشتى .
عطا گفت : مترسى از گناه و اندوه مدارى بر آن كه ( 8 ) من بيامرزم شما را جمله گناهان .
اهل اشارت گفتند در اين آيت كه : * ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا ) * ، بالوفاء على ترك الجفاء - آنان كه گفتند : خداى ما الله است پس استقامت كردند بر ( 9 ) وفا بر ترك جفا ، فريشتگان فرو ( 10 ) آيند به ايشان به رضا كه مترسى از عناء و انده
هامش
( 1 ) . آج ، ما ، افزوده : و فدى ، گا ، آد : جمعى .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : مرا .
( 3 ) . ما : بخسبم .
( 4 ) . اساس : ندارد ، از آج ، آورده شد .
( 5 ) . ما : مدارى / مداريد .
( 6 ) . آج ، ما : ضعيفيكم .
( 7 ) . آج : در .
( 8 ) . آج ، ما : بدان كه .
( 9 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : به .
( 10 ) . آج ، ما ، گا : فرود .