تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
سافلين دوزخ كنيم ايشان را ( 1 ) در درك اسفل تا عذاب ايشان سختر بود و از جمله سافلان باشند به آنچه بجاى ما كردند از ضلالت ( 2 ) و دعوت به اضلال . * ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا ) * ، گفت : آنان كه گفتند خداى ما الله است ، و پس استقامت كردند و بر آن بايستادند . ثابت روايت كرد از انس مالك كه ، رسول - عليه السلام - گفت در اين آيت : * ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا ) * ، قال : من مات عليها فهو ممن ( 3 ) استقام ، گفت : هر كه بر اين بميرد ، او از جملهء آنان بود كه استقامت كرده باشد ( 4 ) . و گفتند : استقامت آن است كه شرك نيارد به خداى . و گفتند : آن باشد كه بر يك طريقت راست بود . و گفتند : آن باشد كه عمل خالص كند خداى را . و امير المؤمنين - عليه السلام - گفت : آن باشد كه بر اداى فرايض استقامت كند . حسن گفت : آنان باشند كه بر فرمان خداى استقامت كنند و بر طاعت او كار كنند و از معاصى اجتناب كنند . ابن سيرين گفت : از فرمان خداى بنگريزند ( 5 ) و كژ نشوند . مجاهد و عكرمه گفتند : در عبادت خلل نكنند . سفيان گفت : كردار بر وفق گفتار دارند . [ 162 - ر ] مقاتل گفت : بر معرفت بايستند و مرتد نشوند . ربيع گفت : آنان باشند كه از دون خداى برگردند . فضيل عياض گفت : از دنيا دور شوند و در آخرت رغبت كنند . بعضى ديگر گفتند : آنان باشند كه اسرار با اقرار راست دارند و دل با زبان راست دارند ( 6 ) . انس گفت ، رسول - عليه السلام - چون اين آيت آمد ، گفت : امتى و رب الكعبة ( 7 ) ، امت مناند به خداى كعبه . سفيان بن عبد الله الثقفى گفت ، رسول را - عليه السلام - گفتم : يا رسول الله ! مرا خبرده به خصلتى ( 8 ) كه در او آويزيم . گفت بگوى كه : ربى الله ثم استقم ، بگوى كه خداى من الله است و بر آن بايست . گفتم : يا رسول الله ! مخوفتر چيزى كه از آن
هامش
( 1 ) . گا ، لا ، آد ، افزوده : يعنى . ( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : اضلال . ( 3 ) . ما : مؤمن . ( 4 ) . ما ، گا ، لا : باشند . ( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : بنگردند . ( 6 ) . گا ، لا ، آد : يكى كنند . ( 7 ) . گا ، لا ، آد ، افزوده : اينان . ( 8 ) . اساس : خطتى ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 77 | دكتر محمد جعفر ياحقّى - دكتر محمد مهدى ناصح / الشيخ أبو الفتوح الرازي