سافلين دوزخ كنيم ايشان را ( 1 ) در درك اسفل تا عذاب ايشان سختر بود و از جمله سافلان باشند به آنچه بجاى ما كردند از ضلالت ( 2 ) و دعوت به اضلال .
* ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا ) * ، گفت : آنان كه گفتند خداى ما الله است ، و پس استقامت كردند و بر آن بايستادند .
ثابت روايت كرد از انس مالك كه ، رسول - عليه السلام - گفت در اين آيت : * ( إِنَّ الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّه ثُمَّ اسْتَقامُوا ) * ، قال :
من مات عليها فهو ممن ( 3 ) استقام
، گفت :
هر كه بر اين بميرد ، او از جملهء آنان بود كه استقامت كرده باشد ( 4 ) . و گفتند :
استقامت آن است كه شرك نيارد به خداى . و گفتند : آن باشد كه بر يك طريقت راست بود . و گفتند : آن باشد كه عمل خالص كند خداى را . و امير المؤمنين - عليه السلام - گفت : آن باشد كه بر اداى فرايض استقامت كند .
حسن گفت : آنان باشند كه بر فرمان خداى استقامت كنند و بر طاعت او كار كنند و از معاصى اجتناب كنند . ابن سيرين گفت : از فرمان خداى بنگريزند ( 5 ) و كژ نشوند . مجاهد و عكرمه گفتند : در عبادت خلل نكنند . سفيان گفت : كردار بر وفق گفتار دارند . [ 162 - ر ] مقاتل گفت : بر معرفت بايستند و مرتد نشوند . ربيع گفت :
آنان باشند كه از دون خداى برگردند . فضيل عياض گفت : از دنيا دور شوند و در آخرت رغبت كنند .
بعضى ديگر گفتند : آنان باشند كه اسرار با اقرار راست دارند و دل با زبان راست دارند ( 6 ) .
انس گفت ، رسول - عليه السلام - چون اين آيت آمد ، گفت :
امتى و رب الكعبة ( 7 )
، امت مناند به خداى كعبه .
سفيان بن عبد الله الثقفى گفت ، رسول را - عليه السلام - گفتم : يا رسول الله ! مرا خبرده به خصلتى ( 8 ) كه در او آويزيم . گفت بگوى كه :
ربى الله ثم استقم
، بگوى كه خداى من الله است و بر آن بايست . گفتم : يا رسول الله ! مخوفتر چيزى كه از آن
هامش
( 1 ) . گا ، لا ، آد ، افزوده : يعنى .
( 2 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : اضلال .
( 3 ) . ما : مؤمن .
( 4 ) . ما ، گا ، لا : باشند .
( 5 ) . آج ، ما ، گا ، لا ، آد : بنگردند .
( 6 ) . گا ، لا ، آد : يكى كنند .
( 7 ) . گا ، لا ، آد ، افزوده : اينان .
( 8 ) . اساس : خطتى ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد .