تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
قوله تعالى : * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ ) * ، كفار قريش چون قرآن بشنيدند بدانستند كه ايشان معارضهء آن نتوانند آوردند ( 1 ) ، ترسيدند كه اعراب از جوانب آيند ، بشنوند به آن ايمان آرند ، گفتند يكديگر را : * ( لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ ) * ، گوش با اين قرآن مكنى ، * ( وَالْغَوْا فِيه ) * ، و چون محمد قرآن خواند ، در آن ميانه لغو و لغط گويى ( 2 ) ، و لغو كلامى باشد كه در او فايدت نبود . عبد الله عباس گفت كه گفتند : آواز بردارى به چيزهايى كه مردم آواز او نشنوند ، گفتند : به شعر و رجز ( 3 ) . مجاهد گفت : به مكاء و صفير و تخليط كلامها » آميخته . ضحاك گفت : به غلط افگنى او را در قراءت . سدى گفت : بانگ با او برآرى . مقاتل گفت : شعر خوانى . عيسى بن عمرو خواند : * ( وَالْغَوْا فِيه ) * ، بر اين قراءت ، فعل از او « لغا ، يلغوا ( 5 ) » باشد ، كدعا ، يدعوا . و بر قراءت عامهء قراء ، لغى يلغى لغى ، كطغى يطغى . * ( لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ ) * ، تا همانا غالب شوى و دست غلبه شما را باشد . * ( فَلَنُذِيقَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا عَذاباً شَدِيداً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ ) * ، گفت : بچشانيم كافران را عذابى سخت ، و « لام » ، جواب قسمى محذوف است ، و جزا دهيم ايشان را بتر و زشتر ( 6 ) آنچه كرده باشند . * ( ذلِكَ جَزاءُ أَعْداءِ اللَّه النَّارُ ) * ، گفت : جزاى دشمنان خداى آتش است و دوزخ . * ( لَهُمْ فِيها دارُ الْخُلْدِ ) * ، ايشان را آن جا سراى جاودانى باشد . * ( جَزاءً بِما كانُوا بِآياتِنا يَجْحَدُونَ ) * ، جزا و پاداشت ايشان به آن جحود كه ايشان كرده باشند به آيات ما . * ( وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * ، گفت گويند كافران : * ( رَبَّنا أَرِنَا الَّذَيْنِ ، ) * بار خداى ما ! [ 161 - پ ] با ما نماى آن دو كس را كه ما را گمراه كردند از جن و انس . گفتند : از جن ، ابليس را خواست و از انس ، قابيل را كه پسر آدم بود كه اساس ظلم و خون ناحق ( 7 ) او نهاد . و گفتند : جمله داعيان ضلالت را خواست از جن و انس ، جنيان به وسوسه و انسيان به دعوت . * ( نَجْعَلْهُما تَحْتَ أَقْدامِنا ) * ، تا ما ايشان را در زير پاى خود كنيم . گفتند : تا ما ايشان را به پاى بسپريم تشفى و انتقام را . و گفتند : تا در اسفل
هامش
( 1 ) . آج ، گا ، لا : آوردن ، ما : آورد . ( 2 ) . گويى / گوييد . ( 3 ) . اساس : زجر ، به قياس با نسخهء آج ، تصحيح شد . ( 4 ) . آج ، ما ، گا ، آد : و كلامهاى . ( 5 ) . ما ، گا ، لا ، آد ، افزوده : لغوا . ( 6 ) . زشتر / زشتتر . ( 7 ) . گا ، لا ، آد : بناحق ريختن .