آنان كه كافر شدند به قرآن چون آمد به ايشان ، و آن كتابى است عزيز .
نيايد به او ( 1 ) باطل از پيشش و نه از پسش ، تنزيلى ( 2 ) از خداى محكم كار ستوده .
نگويند تو را الا آنچه گفتند پيغامبران را از پيش تو ، خداى تو خداوند آمرزش است و خداوند عقوبت دردناك .
اگر كردمانى ( 3 ) قرآنى پارسى ( 4 ) ، گفتندى چرا مفصل و گشاده نكردند ( 5 ) آيات او پارسى و تازى ؟ بگو : او آنان را كه ايمان آوردند ( 6 ) بيان ( 7 ) است و شفا ، و آنان كه ايمان نيارند ، در گوشهاى ايشان كرى ( 8 ) است ، و او بر ايشان كورى است ، ايشان را ندا مىكنند از جايى دور .
بداديم ما موسى را كتاب توريت خلاف كردند در او . و اگر نه سخنى است كه سابق شد از خداى تو ، حكم كرده شدى ميان ايشان ، و ايشان در شكىاند از او به شك افگنده .
هر كه كند نيكى او را باشد ، و هر كه بدى كند بر او باشد ، و نيست خداى تو بيداد ( 9 ) كننده بر بندگان .
[ 160 - پ ]
هامش
( 1 ) . ما : با او .
( 2 ) . ما ، افزوده : است .
( 3 ) . ما : كرديمى ، لا : كرمادانيدى ( ؟ ) .
( 4 ) . در نسخهء اساس و همچنين آب ، « بارى » خوانده مىشود به قرينهء ترجمهء كلمهء « اعجمى » در سطر بعد تصحيح گرديد ، ما : پارسى ، لا : عجمى .
( 5 ) . ما : نكرد آيات او به ، لا : تفصيل كرده نشد .
( 6 ) . ما : آرند .
( 7 ) . لا : هدايتى .
( 8 ) . ما : گرانى .
( 9 ) . ما : بيداد .